|
|
|
|
|
مخالفان شما روي يك ديالوگ تمركز دارند كه سبد راي قاليباف زير سبد راي احمدينژاد است تا آراي ريزشي را جمع كند و مانع از سرازيرشدن آن به سمت اصلاحطلبها شود. در برابر نقش سرشكن راي كه به شما نسبت ميدهند، سكوت كرديد. به هر حال اين حرفها تحليلهاي سياسي است كه تحليلگران ارائه ميكنند. اما فكر ميكنم پايگاه اجتماعي كه به من تعلق دارد، روشن و مشخص است كه تشكيلات و ايدههايم در بخشي از جامعه كه عموما نسل سوم و دوم انقلاب هستند، ريشه دارد. حالا ممكن است بگويند من از سبد آراي احميدنژاد يا خاتمي آرايي را جمع ميكنم، اين ديگر تحليل است. به عبارتي مدعي هستيد آرايي داريد كه نه آراي خاتمي است و نه آراي حامي احمدينژاد؟ آرايي مختص قاليباف؟ نه! به هر حال فصل مشترك و همپوشانيهايي وجود دارد. تحليلي از رويكرد جامعه به عرصه سياسي و سياستمدارن دارم. مردم از صفبنديهاي سياسي و تنش و دعواهايي كه براي سياسيون اصل است، خسته شدهاند. مردم هر دو جناح را آزمودند و كارنامه موفقي از آنها سراغ ندارند. مردم دنبال يك رويكرد متفاوت و جدي هستند كه از اين نام و نشانهاي رايج عبور كند و براي ساماندادن به يك زندگي مادي و معنوي خوب براي كشور هم برنامه شفافي داشته باشد. تلاشم اين است كه با رويكردي صادقانه مسائل را با مردم در ميان بگذارم. ميخواهم آرامش و اميد را به جامعه برگردانم و توضيح دهم. آنگاه معلوم ميشود سبد آراي افراد و گروهها متفاوت از آن چيزي است كه اكنون ترسيم ميشود. با وجود خاتمي و احمدينژاد اميدواريد اگر كانديدا شديد، پيروز ميدان هم باشيد؟ پيغام شما بودن در انتخابات است تا برد نهايي؟ هر آدم عاقلي اينطور تصميم ميگيرد كه اگر قرار است كانديدا شود براي پيروزي و برد ميآيد. اما دوستان اصولگرا اينطور فكر نميكنند؛ افرادي مانند پورمحمدي حتي اگر هم كانديدا شوند، معتقدند انشقاق نميآورند چون براي جلوگيري از ريزش آراي مردم به سمت اصلاحطلبان ميآيند. به عبارتي راه صافكن احمدينژاد هم ميتوانند باشند. (خنده) من چنين نگاهي ندارم كه در يك انتخابات جمعكردن آراي ريزشي هم ميتواند هدف باشد. آراي ريزشي به چه معناست؟ به اين معناست كه اين عزيزان بخشي از پايگاه اجتماعي خود را از دست دادند و اگر بخشي از جامعه را كه رويكرد مثبتي به جناحها ندارند، جمع كنيم معلوم ميشود كه آماده پذيرش رويكرد جديدي هستند. با اين اوصاف حضور شما آرايش گروههاي سياسي به ويژه در اردوگاه راست را بسيار به هم ميريزد. احتمال دارد در نهايت بردي براي شما در پي نداشته باشد و سبب شود از سوي هر دو جناح به عنوان يك «به هم زننده بازي» تعبير شويد. ورود من به انتخابات در هر دو گروه تاثيرگذار است و مطمئنم بخشي از آراي اصلاحطلبها متوجه من خواهد شد. اما من كه نميتوانم به دلخوري ديگران توجه كنم. در مورد اينكه براي برنامههاي ديگران چه اتفاقي ميافتد، مسئوليتي ندارم. با هر دو جناح بايد سالهاي زيادي كار كرد و اين ذهنيت در آينده سياسي شما تاثيرات منفي دارد. متاسفانه برخي از جريانها و احزاب وقتي قدرت را در دست گرفتند، بخش عمدهاي از مديران را از كار بيكار ميكنند. در اصلاحطلبان ديديم، اصولگراها هم كه قدرت را در دست گرفتند، همين كار را كردند. حال آنكه من اين رفتار را نميپسندم و معتقدم تمام نيروهايي كه چارچوب نظام را قبول دارند و افراد متخصصي هستن را به كار ميگيرم حتي گرايشهاي شبيه من نداشته باشند. اگر خاتمي برنده اين انتخابات باشد و با همين نگاه از شما دعوت كند به كابينهاش برويد، حاضريد در كابينه اصلاحطلب كار كنيد. روشن بگويم. واقعا جايي كه وظيفهام باشد خدمت كنم و دعوت بشوم، حتما ميپذيرم و برايم مهم نيست اين كابينه چه كابينهاي است، البته الان در شهرداري تهران هستم و اگر به عرصه انتخابات نيايم، ترجيح ميدهم در شهرداري تهران بمانم چراكه اين عرصه هم فضاي مناسبي براي خدمت به مردم است. به نظرتان رئيسجمهور بعدي ميآيد تا بحران كارآمدي نظام را رفع كند يا بحران مشروعيت را؟ اگر بخواهم خيلي صادقانه و صريح بگويم، به دليل عدم توسعهيافتگي كشور بحران كنوني كشور، بحران مديريت است. با اين تعبيري كه شما داريد، بايد بگويم هر دو جريان 12 سال گذشته كشور را اداره كردند و كارنامه خوبي در اين مدت ارائه نكردند. كشور را به هر دو بحران رساندند؟ به هر حال نتوانستند مشكلات اصلي كشور را رفع كنند. ما در ايران چه مشكلي داريم؟ تورم، اشتغال، بحران مسكن و بحران در روابط بينالملل. واقعا بعد از 12 سال كه به كشور نگاه ميكنيم، اين بحرانها رفع شده است؟ اگر مردم ما دوباره همان حركت 12 ساله را انتخاب كنند، اين تشخيص مردم است، اما نميدانم آيا اتفاق جدي در دهه چهارم براي اينكه دهه آتي را دهه پيشرفت كنيم، وجود دارد؟ اين سئوالي است كه هنوز پاسخ روشني برايش وجود ندارد و پيچيدگي انتخاب دهم را بسيار حساس كرده است. دولت خاتمي شعار توسعه سياسي داد، در اجرا موفق نبود؟ اينطور فكر نميكنم كه كشور به معناي واقعي به توسعه سياسي رسيده باشد. دولت احمدينژاد هم شعار توسعه اقتصادي داد و وضعيت امروز كشور اينطور است. به همين خاطر ميگويم در 12 سال گذشته، كشور نتوانست به جايگاه قابل قبولي برسد. با اين اوصاف رئيسجمهور بعدي چه شعاري بايد بدهد؟ من هم همين را ميگويم. مردم ما بايد به اين موضوع دقت كنند كه اگر بخواهم با همان روش و نگاه 12 سال گذشته ادامه بدهيم، به نظر ميرسد به نفعشان نباشد و كشور به مراحل بغرنجتري برسد. متاسفانه هر دو رئيسجمهور نگاه يكجانبه به توسعه داشتند كه نگاه غلطي است. توسعه بايد همهجانبه باشد اما در عين حال بايد اين توجه را ميكردند كه مشكلات جامعه هم در كجاست. امروز موضوعات اقتصادي مهمترين دغدغه مردم است و بايد اين گام را ابتدا برداشت. اما در عرصه سياسي و به خصوص روابط بينالملل يا در عرصه سياست داخلي ايجاد آرامش و جلوگيري از تنشها بسيار مهم هست. اگر كشور در آغاز دهه چهارم و با انتخابات دهم نتواند در عرصه داخلي و عرصه بينالمللي به آرامشي دست يابد، حتما نميتواند در عرصه اقتصادي گام جدي بردارد. اين دغدغه جدي است كه در ذهن من است و به همين دليل تاكيد دارم دولت دهم بايد اين دغدهها را برطرف كند؛ آنچه تاكنون براي مردم سخت و گران تمام شده است. دولت هاشمي از اين انتقادهاي شما مستثني است؟ نه، علت اينكه 12 سال ميگويم دو تفكر عمدهاي است كه امروز در صحنه انتخابات دهم هستند، بازماندههاي همان 12 سال هستند. انتقاد به دولت سازندگي هم به جاي خودش باقي است. شايد بعضي از اشكالات امروز ريشه در آن دوره هم داشته باشد. دو تفكر كه 12 سال كشور را اداره كردند، امروز ميخواهند در عرصه انتخابات حضور پيدا كنند و مردم بايد خيلي دقيق اين مدت را ارزيابي و بعد تصميمگيري كنند. اما در اين ميان داوري مردم مهم است كه توجه شود كدام يك از اين دو دولت كشور را به مرز بحران و آستانه تحمل نزديكتر كردند؟ من نميگويم اين دو دولت فعاليتهاي مفيد نداشتند اما آيا مشكلات تورم بيكاري و تنشهاي بينالمللي و داخلي امروز ايران حل شده است؟ خب هيچكدام از اين دو دولت به اين چهار موضوع مهم پاسخ روشن ندادند. حتي قادر به دادن اين توضيح به افكار عمومي نبودند كه دليل عدم موفقيتشان چه بوده؛ اگر امروز در شهرداري تهران برج ميلاد با تاخير افتتاح ميشود اينقدر به افكار عمومي احترام ميگذارم و آنقدر خودم را در برابر آنها مسئول ميدانم كه خودم را مكلف به دادن اين توضيح كنم كه مشكل از كجاست. ممكن است مردم بپذيرند و ممكن هم هست كه نپذيرند اما مهم اين است كه در برابر افكار عمومي خودمان را پاسخگو بدانيم. دولت نهم هم اين كار را ميكند و شكستهايش را در بخش اقتصادي توجيه ميكند البته با فرافكني. به هر حال دولت نهم با شعار عدالت روي كار آمد و ما امروز بايد بپرسيم آيا واقعا مشكل تورم و بيكاري و بدي معيشت و شكاف اجتمايع و طبقاتي مردم حل شد؟ اگر حل نشده بايد توضيح بدهند. دولت هفتم و هشتم با شعار توسعه سياسي آمد اما نتيجه توسعه سياسي چه شد؟ آيا احزاب قدرت و شكل درستي گرفتند؟ آيا تحولي جدي در حوزه ساختار اداري و سياسي به معناي تمركززدايي پيدا كرديم؟ ما واقعا اينها را نديديدم. البته نميتوانم به طور روشن بگويم كدام يك در بحرانيكردن شرايط كشور امتياز بيشتري داشتند.هر كدام از اين دولتها ادعا ميكنند كشور را در بدترين شرايط تحويل گرفتند. اصلاحطلبان معتقدند در بدترين شرايط و تحت فشار دولت را در دست گرفتند و تا همين حد توانستند شعارهايي مانند آزادي و جامعه مدني را تحقق ببخشند.دولت اصلاحات كه نميتواند بگويد كشور را در حالتي از خفقان و فشار تحويل گرفته است. اگر اينظور بود كه از دل خفقان چطور آنها انتخاب شدند؟ به هر حال سياه و سفيد ديدن كار درستي نيست. آيا اصلاحطلبان به وعدههايي كه به مردم دادند، رسيدند، آيا مردم دولت احمدينژاد را موفق ميدانند؟ آيا مردم معتقدند وعدههايي كه چهار سال پيش شنيدند، تحقق يافته است؟ بايد وعدههايي به مردم بدهند كه قادرند پاسخ دهند. خب شما هم بايد شعارهايي بدهيد كه رويايي نباشد. توسعه همهجانبه توقع مردم را بالا ميبرد. اگر بيايم، بسيار روشن به مردم ميگويم چه مشكلاتي را در چه دوره زماني و با چه روشي رفع ميكنم. نميگويم به طور صد در صد در انتخابات آتي حضور پيدا ميكنم اما همين كه 50 درصد احتمال دادم در انتخابات حضور مييابم، برنامه تهيه كردم. اگر انتخاب شدم ديگر فرصت ندارم بگويم حالا چه كار كنم؟ مملكت نميتواند منتظر برنامهريزي ما پس از رئيسجمهورشدن باشد. گفتن تا اجرا فاصله دارد. اين دو دولت هم مدعي هستند قبل از آمدن برنامه داشتند. من نميدانم. اما كارنامه عملكردشان نشان ميدهد برنامه نداشتند كه اگر داشتند، چنين اتفاقاتي در دورههاي آنها نميافتاد. بنا نيست همه مشكلات را رفع كنيم اما مردم بايد بدانند دولت آينده چه كار ميخواهد بكند. مردم بايد محكم از اين افراد سئوال كنند آيا به وعدههايي كه داده بوديد، عمل كرديد كه ميخواهيد وعده جديدي بدهيد. اين رسالت نخبگان است. بايد صادقانه صحبت شود نه اينكه در فضاها و موجهاي سياسي همهچيز را فدا كنند. مردم در اين 30 سال تغيير را راحت پذيرفتند. در رفتار هر سياستمدار ميتواند تغييرهاي اساسي شكل بگيبرد. حتي احمدينژاد ادعا كند نسبت به چهار سال پيش تغيير كرده است. نه، 30 سال از انقلاب گذشته و من قاليباف در اين 30 سال در عرصه سياسي يك كارنامه دارم و مردم براي انتخاب بايد به گذشته يكايك ما نگاه كنند. حتما آينده ما نسبت به گذشتهمان تغيير عمدهاي نكرده و حداقل تغيير ماهوي چنداني پيدا نميكنيم. با اين اوصاف تعريف سردار قاليباف از دموكراسي در 10 سال پيش با تعريف قاليباف دكتراي جغرافياي سياسي از دموكراسي تغييري نكرده است؟ قطعا نكرده است. چون اگر تغيير ميكرد كه آن دوران من مدافع مجوز دادن به تحكيم وحدت نبودم. سراغ يكي ديگر از انتقادها برويم. برخي گويا از سفرهاي خارجي شما دلخورند؛ چرا آقاي قاليباف هميشه دوست دارد با مقامات طراز اول هر كشور ملاقات كند نه با شهردار و ... خب من اول اين سئوال را ميپرسم كه اين ديدارها براي كشور خوب است يا بد؟ ميگويند در اين كشور چه سمتي داريد كه در سفر به فرانسه با نخستوزير اين كشور ملاقات ميكنيد يا نخستوزير ژاپن و استراليا و ... اگر حب و بغض ندارند، بگويند اين ديدارها براي كشور خوب است يا نه؟ براي سياست خارجي ايران مفيد بوده يا خير؟ شما اين سفرها را به عنوان نماينده ايران ميرويد و پيغام ميبريد؟ به هر حال مگر ممكن است با وزارت امور خارجه هماهنگ نباشم؟ وقتي سفر خارجي ميروم با وزارت امور خارجه هماهنگ ميكنم و با پاس سياسي ميروم و به عنوان يكي از چهرههاي كشور اين سفر را انجام ميدهم. حالا اينكه اين مقامات ارشد به اين نتيجه ميرسد كه با من ملاقات داشته باشند، براي كشور يك موفقيت است. اجازه بدهيد بگويم نقطه وقت من هم هست. اين ديدارها حامل پيام ديپلماتيك نيست. به همين دليل اينگونه تعبير ميشود كه ميخواهيد قدرت شخصي خود را در ملاقات با مقامات ارشد سياست خارجي اروپا اثبات كنيد. اين بد است؟ من به عنوان يك مسئول اين كشور به سفر ميروم و اين بايد مايه افتخار باشد كه طرف مقابل بها ميدهد و جلسه ميگذارد و ملاقاتهاي خوبي هم صورت ميگيرد. اين يك ضعف نيست. در عرصه بينالمللي اين روزها ما نيازمند اين ارتباط هستيم تا نقطه نظرات خودمان را بگوييم و حرفمان را بزنيم و از حقمان دفاع كنيم. اگر با نخستوزير انگليس هم ديدار داشتيد همين حرفها را ميزديد؟ چه فرقي ميكند؟چون اگر يكي از همين چهرههاي مطرح اصلاحطلب حتي آقاي خاتمي چنين ديداري داشته باشند از طرف همين اصولگراها متهم ميشوند به اينكه بيگانگان، دشمنان و از اين نوع تعابير به آنها روي خوش نشان دادند و مورد استقبال انگليس و فرانسه قرار گرفتند.من فكر ميكنم اين پاسخ همان سئوال اول مصاحبه باشد كه چرا جريانات سياسي راست و چپ نميتوانند در كشور موفق عمل كنند. كاري را كه خودشان انجام ميدهند، ميگويند خوب است و كاري را كه رقيبشان انجام ميدهد، هميشه بد است! اين منصفانه است؟ انتقادات جدي من به همين نگاههاست. كار خوب، خوب است و كار بد، بد. حالا اگر رقيب سياسي كار خوب را انجام داد، پس يكدفعه ذات آن كار بد ميشود. اين باري با ايدئولوژيهاست؟ به هر حال يك بازي ابزاري است. شما به سياست خارجي اين روزهاي دولت احمدينژاد انتقاد داريد؟ فكر ميكنم خواستههايمان را بايد با كمترين هزينه تحقق ببخشيم. در يك دورهاي از موضعمان عقبنشيني ميكرديم و نرمش بيش از اندازه داشتيم. در برههاي هم در برخي از موضوعات هزينه مضافعي ميپردازيم حال آنكه لازم نيست چنين هزينهاي داده شود. در مورد رابطه با آمريكا يك ايدئولوژي در كشور حاكم است كه تاكنون مانع از شكلگيري اين روابط شده و هركس بخواهد اين تابو را بشكند متهم به خيانت به آرمانها ميشود. در كشور اين روزها موضوع رابطه با آمريكا به نحوي بيان ميشود كه متاسفانه هميشه خواستهاند با يك ديد منفع سياسي به آن نگاه كنند. نخواستند به عنوان يك موضوع به آن نگاه كنند. اول به اين سئوال پاسخ دهيم كه رابطه با آمريكا به اين معني است كه تمام مشكلات ما حل ميشود؟ يعني تمام اين مشكلات امروز ما ناشي از عدم ارتباط با آمريكاست؟ پس چرا كشورهايي كه امروز با آمريكا رابطه دارند مشكلاتشان رفع نشده است. پس صرف ارتباط مشكلي از ما را حل نميكند. ما هميشه اشتباه فكر كرديم كه صرف رابطه با آمريكا مشكلي از ما را حل ميكند. حالا اگر رابطه نداشته باشيم، چه مشكلي از كشور را حل ميكند؟ آن يك مسئله ديگر است. به علاوه ما كه رابطه را قطع نكرديم. اما رابطه هميشه دوطرفه است. اما كسي كه رابطه را قطع كرده بايد آن را از سر بگيرند نه ما! من مخالف بحث شما نيستم. اما من ميگويم ريشهاي به اين موضوع نگاه كنيم. اولا مشكل اول كشور ما و ريشه همه مشكلها رابطهنداشتن يا داشتن با آمريكا نيست. دوما چرا اين موضوع در ذهن مردم درست شده است كه تمام مشكلات ما به خاطر رابطه نداشتن با آمريكاست.به هر حال اين ايده در توده مردم وجود دارد. گروههاي سياسي هم آن را ايجاد كردند. اما مشكلاتي كه در داخل وجود دارد و ريشه در ضعف خود ما دارد اما هميشه ميخواهيم اين مشكلات را به دشمن خارجي ربط دهيم و اين ضعف جدي ماست كه هميشه مقصر را يك دشمن ميناميم. به علاوه امروز از عرصه تقابلي بايد به عرصه رقابتي بياييم. اين رويكرد در عرصه بينالمللي بسياري از مشكلات را رفع ميكند. كار ويژه شخصيت قاليباف نسل سومي معتقد به آرمانهاي امام است. به اعتقاد مخالفان شما حالا تبديل «تقابل» با آمريكا به عرصه «رقابت» خيانت به آرمانهاي امام نيست؟ امام فرمودند جنگ، جنگ تا دفع فتنه؛ وقتي قطعنامه را پذيرفتند مگر خيانتي شد؟ چند سئوال شهري؛ گزارش ديوان محاسبات از تبصره 13 منتشر شد و به تمام اظهارات شما و ساير شهرداريهاي كلانشهرها مبني بر گمشدن اعتبارات ميلياردي حملونقل عمومي در دولت و تخلفات مالي گسترده در اين بخش و ندادن سهم شهر تهران صحه گذاشته شد. اما جناب شهردار در اين كور چه خبر است كه چنين گزارشي منتشر ميشود با اين ميزان تخلف اما فضاي سياسي كشور به ويژه قوه قضائيه و مجلس از كنار آن راحت ميگذرد. من واقعا نميدانم. اين سئوال من هم هست. اين بحث در شوراي شهر هم مطرح ميشود و واقعا قرار شد شوراي شهر اين موضوع را از مجلس و ديوان محاسبات پيگيري كند. به هر حال تكليف تبصره 13 بايد مشخص شود. قبلا كه ميگفتند نه. ما همه چيز را به تهران داديم الام هم كه اين افشاگري شد و گزارشي با آن جزئيات از تمام تخلفات منتشر شد، حداقل اين مردم- پول تبصره 13 حقشان از درآمدهاي نفتي است تا حداقل در حملونقل عمومي هزينه شود- از تمام مسئولان نظام اين سئوال را دارند. مردم عادت كردند از كنار واژههايي مانند خيانت به بيتالمال راحت بگذرند؟ فكر نميكنم مردم عادت كردند راحت بگذرند. فكر ميكنم مجلس و دستگاههاي قضايي بايد پاسخگوي افكار عمومي باشند كه در دولت نهم چه اتفاقي افتاده و تكليف حملونقل عمومي مردم در بسياري از شهرها چه ميشود؟در مورد گزارش سازمان بازرسي از تخلفات منوريل صادقيه هم از مبالغ كلاني صحبت شده كه غيرقانوني از سوي شهرداري تهران به چند پيمانكار پرداخت شده حال آنكه نه از پنج هزار صفحه مطالعه كارشناسي خبري است و از طرفي پيمانكار و شهردار سابق و ... جزء متخلفان ميلياردي اين گزارش اعلام شدهاند. شما ميدانيد گزارش سازمان بازرسي به قوه قضائيه ارجاع ميشود و قابل پيگيري در اين قوه است بدون اينكه دستگاه ذيربط بخواهد آن را ارجاع بدهد. سازمان بازرسي يك نسخه گزارش را براي شوراي شهر و يك رونوشت را هم براي ما فرستادند اما يك نسخه را هم براي قوه قضاييه ارسال كردند.اما يك سال است كه اين گزارش در كشوري شوراي شهر و قوه قضائيه است. خب اين را برويد از آنها سئوال كنيد. چرا شما اقدام نميكنيد؟ اگر من صحبت كنم جنبه سياسي به خود ميگيرد و ترجيح ميدهم صحبت نكنم. مراجع قضايي گزارش كام اين تخلفها را در مورد منوريل صادقيه در اختيار دارند. هم مراجع قضايي بايد رسيدگي كنند و هم شوراي شهر. اگر اين دو خواستند از حق مردم تهران چشمپوشي كنند، شما به عنوان شهردار اين شهر كاري نميكنيد؟ اگر اينطوري شد، آنگاه كه وظيفه من هست موضوع را دنبال كنم؛ از حق مردم تهران دفاع خواهم كرد. يعني شما با وجود اينكه ميبينيد در هر دو مورد حق و حقوق مردم تهران ضايع شده به موضوع ورود پيدا نميكنيد چون از اينكه از طرف برخي متهم به سياسي كاري شويد، ميترسيد؟ نه، اينطور نيست. من از چنين مباحثي نميترسم اما نميخواهم موضوعي را كه ميشود بدون سياسيكردن رفع شود بيخود سياسي شود. من اگر الان بحث منوريل را بگويم، ميگويند قاليباف موضوع را سياسي كرده است. دخالتي نميكنم؛ سازمان بازرسي گزارش را داده و شوراي شهر هم آن را در اختيار دارد و بايد رسيدگي كند. تايم اوتي براي اين ماجرا نداريد تا اگر آنها به وظايفشان عمل نكردند، شما وارد صحنه شويد؟ رسانهها به عنوان نماينده افكار عمومي از سازمان بازرسي و شوراي شهر سئوال كنند. به هر حال آنها مجبورند به مردم پاسخ دهند كه چرا به اين تخلفات رسيدگي نميشود. |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه هجدهم فروردین 1388ساعت توسط حامی قالیباف
|
|
||
|
|
|
|
|
«اصولگراي اصلاحطلب» اصطلاحي كه محمدباقر قاليباف مبدع آن است، همانقدر دوگانهاي مبهم در سپهر سياسي ايران است كه كت و شلوار خوشدوخت امروز جناب شهردار تكنوكرات و يونيفورم نظامي ديروز آقاي سردار. شايد هم از اين روست كه تمام گفتوگويمان پاندولي در نوسان ميان اين دوگانههاستو اما اين، همه ماجراي شخصيت دكتراي جغرافياي سياسي نيست. فردي كه ميگويد حتي «اصلاحطلب اصولگرا هم ميتواند باشد اما راست و چپ نميشود چون اينها ياد گرفتند رقيب را به نيت نابودي تخريب كنند چون حق هميشه بايد با آنها باشد و رقيب هميشه بايد تخريب شود» آيا تصوير شطرنجي كه از او در اذهان است هم به خاطر همين تخريبهاست؟ در اين گفتوگو به قول خودش مهر سكوت را پس از پنج سال شكسته؛ مدرك دارد كه در ماجراهاي خوابگاه طرشت و تير 82 موسوي لاري، معين، ظريفيان و يونسي مخالف تجمع اين تجمع بودند و محمدباقر قاليباف برخلاف مردان اصلاحات نه تنها مخالف اين تجمع نبوده كه مسئوليت آن را هم ميپذيرد. حتي به گفته او مردان ارشد اصلاحات صورتجلسه هم امضا ميكنند كه حكم ورود پليس را به دانشگاه ميدهد اما او بوده كه اين ماجرا را مديريت ميكند و مانع از بحرانيشدن شرايط و تكرار حوادث 78 ميشود. البته ميگويد كاش دوستان كاري نميكردند كه مجبور به شكستن اين سكوت و دفاع از سرداري شود كه بسيار بيشتر از بسياري از مدعيان، به دموكراسي واقعي ايمان دارد. سردار قاليباف در يك تغيير سريع تبديل شد به قاليباف شهردار و انتظار داريد مردم به اين تغييرها ايمان بياورند؟ سئوال من اين است كه آيا تقابلي ذاتي بين سرداربودن و مدنيبودن وجود دارد؟ متاسفانه فضاي تبليغات منفي و عمليات رواني كه عليه من در سالهاي گذشته وجود داشت، هنوز هم وجود دارد. من در دورهاي سردار قاليباف بودم و به لحظهلحظه سردار بودنم افتخار ميكنم. افتخار ميكنم در زماني كه بايد براي دفاع از كشور عمل ميكردم غفلت و كوتاهي نكردم. فكر نميكنم جنگيدن براي دفاع از كيان كشورم يك افتخار نباشد. همه جاي دنيا اين مباحث ارزش مثبت تلقي ميشود. در همين آمريكا هر كسي كه در زمان جنگ ويتنام- كه خب هيچكس حتي آمريكاييها هم آن را جنگ درستي نميدانند- خوب عمل نكرده باشد يك امتياز منفي بزرگ دريافت ميند به گونهاي كه ديگر ارتقا به مقامات بالا تقريبا برايش غيرممكن ميشود. حالا من در ايران براي حضورم در ميدان جنگ بايد تاوان پس بدهم. من مهم نيستم اما آيا برخورد با قهرمانهاي دفاع مقدس به اين شكل درست است؟ بعد از جنگ هم هشت سال همه امكانات نيروهاي مسلح را در عرصه سازندگي به كار گرفتم. امروز وقتي به منطقه فتحالمبين نگاه ميكنم و ميبينم بخشي از عمرم را گذاشتم به پاي سد كرخه، افتخار ميكنم يا پروژه لوله گاز كردستان و همدان و قزوين را اجرا كردم، به آن افتخار ميكنم. چرا به كارون 3، راهآهن سرخس و اتوبان ساوه افتخار نكنم؟
سرداري در درون نيروي انتظامي... نيروي انتظامي را پس از رويكرد منفي تحول گرفتم كه در جامعه به وجود آمده بود. آنجا را پس از حوادث كوي دانشگاه تحويل گرفتم. وقتي از اين مجموعه خداحافظي كردم، شايد يكي از مدافعان جدي من، دانشجوها و مردم بودند. حتما به دوران حضورم در نيروي انتظامي افتخار ميكنم. من در نيروي انتظامي نگاه اجتماعي به مقوله امنيت را بنيان گذاشتم. پليس در اين دوره جامعهمحور عمل كرد و تقابلي بين سرداري و اجتماعيبودن نميبينم. من در پليس با كف جامعه در ارتباط بودم و ميتوانم ادعا كنم يكي از كساني هستم كه آشنايي خوبي با مسائل اجتماعي دارم چون هم در پليس و هم شهرداري با مسائل اجتماعي در ارتباط بودم.
در صفحه عملكرد شما چند نقطه سياه وجود دارد كه منتقدانتان از همين طريق شما را مورد نقد جدي قرار ميدهند. اگر مردم بخواهند به اينها توجه نكنند، راهي ندارند جز اينكه تصور كنند قاليباف هم تغيير كرده است. افرادي كه اين حرفها را ميزنند دقيقا خودشان يكجانبهگرا هستند. برخي از سياسيوني كه بداخلاقي ميكنند، سرداربودن را به گونهاي تلقين ميكنند كه اينها پادگاهي هستند، فكر ندارند، نظر جمعي را قبول ندارند، مشورت را نميپذيرند.
اينطور نبوده؟ من موافقم مردم قضاوت كنند. روزي كه من وارد نيروي انتظامي شدم با روزي كه از آنجا خداحافظي كردم، شرايط نيروي انتظامي در افكار دانشجويان، خبرنگاران، مردم و حتي مجرمان يكي بود؟ پس كدام لكه سياه؟ اين مايه افتخار من است. چه كسي ميتواند كتمان كند كه با آن شرايط بد، وقتي به پليس رفتم در همان شش ماه اول نخستين نشست پليس و دانشگاه را گذاشتم. همه كساني كه احساس ميكردند به پليس انتقادات جدي دارند، در آن جلسه 40 نفره آمدند و با هم حرف زديم.
برخي معتقدند از رفتارهاي شما در نيروي انتظامي ژستهاي روشنفكرنماي آقاي قاليباف بوده تا از سر باور و اعتقاد. اشكال ندارد. حتما برخي افراد دستگاه باورسنج دارند و ميتوانند باور افراد را سنجيده و بگويند چه رفتارهايي از روي باور بوده و چه رفتارهايي ژست. رويكرد جالبي است كه براي ردكردن عملكرد يك نفر ميتوانند بگويند چون كارهاي خوبش از روي باور نبوده پس ارزشي ندارد. شما حوادث دانشگاه را در سال 78 و در يك شب نگاه كنيد. پيش از اينكه من به نيروي انتظامي بيايم، در كوي دانشگاه چه اتفاقي افتاد؟ وقتي هم كه در دوره اصلاحات در سال 82 به مدت 20 روز تنشهاي خياباني بود. در اين دوره كه من رئيس نيروي انتظامي بودم آيا حوادث سال 78 تكرار شد؟ آيا دانشجوها عليه من شعار دادند؟ من سئوال ميكنم...
اصلاحطلبها هم دقيقا به همين اتفاقها... نه بگذاريد من سئوال كنم. من اين خبر را براي اولين بار به شما ميدهم. به شرطي كه دقيق درج كنيد. شما از خود اصلاحطلبها سئوال كنيد. از وزير علوم و وزير كشور سئوال كنيد كه آيا قاليباف در شوراي عالي امنيت ملي كشور از دانشجويان بيشتر دفاع كرد يا آنها بيشتر دفاع كردند؟
همان آراي اصلاحطلبي كه اميدوار هستيد خرداد سال ديگر به صندوق راي شما ريخته شود، اين ايراد را وارد ميكند كه در آن سال قاليباف آن طرف ميدان بود و ما اين طرف ميدان. آن طرف ميدان از نگاه نسل سوم يعني اقتدارگران و اين طرف ميدان يعني دموكراسي و ... دو موضوع را جدا ميكنيم كه خلط مبحث نشود. به هر حال پليس مسئول تامين نظم در كشور است. طبيعتا پليس بايد در برابر هر كسي كه ميخواهد قانونشكني كند، بايستد. اين عين دموكراسي و آزادي و منطق است. اگر ميديديم ميخواهند مزاحمتي درست كنند و شهر را به آشوب بكشند، حتما جلوشان ميايستادم و محكم هم ميايستادم. برايم هم فرقي منيكرد كسي كه به خاطر آشوب جلويش ميايستم به تعبير آن و دوران، لباس شخصيها يا افراد ديگري هستند. در مقابل هر بيانضباطي ايستادم. اين مبحث اول و موضوع دوم هم اينكه بايد براي حل يك ناآرامي كه ريشه در مسائل سياسي دارد بايد چه تدابيري را اتخاذ كرد؟
اما مردم شك دارند رويارويي شما با لباس شخصيهاي آن طرف ميدان و دانشجوهاي اين طرف ميدان يكسان بود. بگذاريد اسم نبرم. همگي ميدانند من در جلسههاي آن روزها مدافع دانشجوها بودم. دوستان تحكيم وحدت ...
سئوال همينجاست. شما در آن جلسهاي كه با آقاي معين وزير علوم، ظريفيان معاون وزير علوم، آقاي فرجي دانا رئيس دانشگاه تهران، يونسي وزير اطلاعات و آقاي موسوي لاري وزير كشور داشتيد، مدافع تحكيم وحدت بوديد؟ بله! من روشن ميگويم. اميدوارم دوستان اصلاحطلب هم به ياد بياورند و ابراز فراموشي نكنند. من تنها كسي بودم كه در آن جلسه تلاش كردم و گفتم حتما مجوز تجمع در دانشگاه تهران را به تحكيم وحدت بدهيم.
اما سالهاي متمادي روايات متفاوتي براي دانشجوها نقل شده است و امروز روايت شما. من تاكنون در اين باره صحبت نكرده بودم. اما حالا شما ميخواهيد حقيقت آن ماجرا را بدانيد و اين حقيقت ماجراهاي سال 82 است.
يعني رهبران اصلاحات در اين سالها به دانشجو حرفي به دروغ گفتند. من نميخواهم وارد اين بحث بشوم. دوستان خودشان خوب ميدانند كه اگر بنا باشد وارد اين مباحث شويم، من حرف براي گفتم زياد دارم آن هم حرفهايي با مستندات قوي و سند و مدرك. خودشان هم خوب ميدانند.
شما مخالف نبوديد؟ پس چه كسي در آن جلسه با دريافت مجوز تحكيم مخالفت كرد؟ من به صراحت ميگويم همگي مخالف دادن مجوز تجمع به دانشجوها بودند. بگذاريد به صراحت بگويم من تنها موافق آن جلسه بودم.
آقاي قاليباف چطور پليس با تجمع موافقت ميكند؟ اين با ذات سرداربودن شما منافات نداشت؟ من موافقت ميكنم چون معتقدم هر گروه سياسي و هر گروه دانشجويي سياسي كه در دانشگاه حق فعاليت دارد، بايد وقتي به طور قانوني درخواست مجوز ميكند، ما اين مجوز را به آنها بدهيم. چرا مجوز ندهيم؟ اين را قانون اساسي كشور ميگويد.
حتي گروهي مانند تحكيم وحدت كه در آن دوران از سوي اقتدارگراها متهم به قانونشكني بودند؟ بايد مجوز بدهيد، به هر گروه قانوني؛ تحكيم، بسيج، انجمن دانشجويي و هر تشكل قانوني كه براي تجمع در دانشگاه مجوز ميخواهد. چه استدلال قانوني براي ندادن مجوز داريم؟ البته همين قانون احزاب هم ميگويد آن گروه بايد مسئوليت تجمع را بپذيرد. بايد معلوم باشد تريبونش كجاست؟ سخنرانهايش چه كساني هستند؟ مسئول تريبون چه كسي است؟
اين به انديشههاي فرمانده نيروي انتظامي به لحاظ شخصيت حقوقي در ايران شباهتي ندارد. اما واقعيت چيز ديگري بود. دوستان اصلاحطلب دولتي مخالف بودند. من در آن جلسه چند بار گفتم وقتي تشكل درست كرديم بايد مجوز تجمع را هم بدهيم.
چطور ممكن است اصلاحطلباني مانند معين و موسوي لاري مخالف تجمع تحكيم آن هم در آن شرايط سياسي باشند؟ آنها مخالف بودند. ميگفتند اگر تو به اينها مجوز بدهي، بعد معلوم نيست اين دانشجوها چه كار ميكنند. به همين دليل به جد مخالف تجمعهاي دانشجويي در آن روزها بودند. اما من پرسيدم بعد معلوم نيست يعني چي؟ به هر حال كميسيون احزاب براي تجمعها يك فرمت مشخص دارد. مسئول آن تشكل ميآيد اين فرم را پر و پايش را امضا ميكند، به من پليس و رئيس دانشگاه تعهد ميدهد و بعد هم در چارچوب قانوني تجمعش را برگزار ميكند. پاسخ من به دوستان دولتي روشن بود: قانون را رعايت كنيم. تجمع بدون مجوز خلاف قانون است اما كسي حق ندارد از من قاليباف انتظار داشته باشد به يك تشكيلات قانوني با استدلال غيرقانوني مجوز تجمع ندهم.
شما امروز ميگوييد تحكيم وحدت با دفاعيات و حمايت شما در مقابل مخالفت آقاي معين و موسوي لاري مجوز تجمع گرفت؟ من در آن جلسه به دوستان گفتم شما كه به گروهي قانوني مجوز نميدهيد، باعث ميشويد آنها تجمع غيرقانوني كنند.
آن زمان آقاي معين و دولت اصلاحات تحكيم وحدت را قانوني ميشناخت؟ بله همينطور است. در آن زمان دو طيف بودند طيف شيراز و علامه كه هر دو را قانوني ميدانستيم.
آقاي قاليباف، شما امروز حرفهايي زديد كه پنج سال تصوير متفاوتي با 180 درجه انحراف از آن روايت ميشد. پس چرا در تمام اين دوران سكوت كرديد تا جايي كه با همين تصاوير، دانشجو به شما شعار پينوشه ميداد؟ نه، هيچكس در تهران هيچوقت در برابر من به عنوان فرمانده پليس شعاري نداد. همه به خاطر دارند كه در بحرانيترين شرايط من در جمع دانشجوها حضور پيدا كردم و آنها را آرام كردم. فراموش نكرديد كه در كوي دانشگاه، مردم رئيس دانشگاه را نپذيرفتند اما سردار طلايي را به نمايندگي از طرف پليس پذيرفتند. دانشجوها از طلايي استقبال كردند، اما از رئيس دانشگاه استقبال نكردند. مگر اينطور نبود؟ از بچههاي كوي دانشگاه بپرسيد. شما هم كه خبرنگار بوديد.
اما همان دوستان از جلسهاي روايت ميكنند كه با حضور آقاي موسوي لاري و يونسي بر سر موضوع مجوز ورود پليس به دانشگاه بسيار بحث ميشود. آنجا اصلاحطلبان با اين ماجرا مخالفت ميكنند يا فشار شما بوده براي موافقت با اين موضوع. اگر محرمانه است و نميخواهيد وارد شويد، بگذريم. نه! من ميخواهم اين موضوع را بگويم. آن زمان ورود پليس به دانشگاه مجوز ميخواست، درست است؟ اين مجوز را چه كسي به پليس ميداد؟ شوراي عالي امنيت ملي كشور. من كه عضو اين شورا نبودم. دوستاني كه الان اين حرفها را ميزنند، آن روز عضو شوراي عالي امنيت ملي كشور بودند. چه كسي به آنها براي اين دستور فشار آورد؟ من كه بيرون از اين شورا بودم. اكثريت آن شورا كه اين دوستان بودند و هر كس هم يك راي داشت. رئيس آن شورا هم كه آقاي روحاني بود. دوستان اصلاحطلب عضو شوراي عالي امنيت كشور بودند؛ من كه عضو نبودم. آنها مجوز ورود پليس به دانشگاه را دادند.
يعني قاليباف مخالف ورود به دانشگاه بود و اصلاحطلبان موافق؟ من نميگويم آنها تصميم اشتباهي گرفتند يا نه! اما به هر حال تصميم ورود پليس به دانشگاه را همين دوستان اصلاحطلب گرفتند.
قاليباف از طرف اصلاحطلبان مجوز ورود به دانشگاه را گرفت؟ امروز نبايد بيايند و بگويند قاليباف رفت و نيروهايش را توي دانشگاه ريخت. البته من اين موضوع را مديريت كردم و با دانشجوها برخورد تندي نكردم تا جايي كه دانشجوها از من استقبال كردند. آنها اجازه دادند پليس به دانشگاه برود و برخورد كند اما قاليباف بود كه اجازه نداد با دانشجوي اين مملكت برخورد شود.
چرا؟ شما از بالا دستور برخورد با دانشجو را گرفته بوديد. ميتوانستيد اين كار را بكنيد. روحيه سرداري من كه اين روزها به عنوان يك پارامتر منفي از آن ياد ميكنند، مانع شد تا بخواهيم به خودمان اين اجازه را بدهيم كه با فرزندان همين مردم سرداردها به معنايي كه توي ذهن برخي از اين آقايان هست كه ميگويند سرداري يعني خشونت، نبوديم. سابقه برخي از همين آقايان را برويد نگاه كنيد.
يعني چي؟ ببينيد برخي از همين آقايان كه اين حرفها را عليه ما ميزنند، قبلا خودشان كجا بودند و چه كار ميكردند؟ من با وجود اينكه مجوزهاي لازم را داشتم اما ضرورت نديدم به اين نوع رفتارها! دانشجو با من كنار آمد و هيچ اتفاقي نيفتاد.
پس قاليباف تمام آن شايعات چند ساله را امشب تكذيب ميكند؟ همه را به شدت رد ميكنم.
چرا پنج سال سكوت كرديد؟ خب به دلايلي نخواسته بودم تا به امروز اين حرفها را بزنم. بعضي اوقات برخيها حرفهايي ميزنند كه انسان مجبور به بازگوكردن حقايقي ميشود كه تمام اسنادش هم مكتوب موجود است. البته يك بار خيلي كلي اين حرفها را در دانشكده فني دانشگاه تهران براي دانشجوها بازگو كردم.
اينطور كه شما تعريف ميكنيد، دستوري كه از بالا به شما ابلاغ شده همانند دستوري است كه تير 78 به آقاي نظري و لطفيان ابلاغ شد. چطور آنها به عنوان فرمانده نيروي انتظامي از دستور مافوق اطلاعت ميكنند و شما سرپيچي ميكنيد؟ دستور از بالا يعني چي؟ يعني ميگوييد شوراي عالي امنيت ملي كشور؟ درست است اين شورا يك دستوري ميدهد اما من فرمانده پليس هستم و من بايد تصميم بگيرم چطور ماجرا را مديريت كنم. من يك انسان هستم و به اصول دموكراسي پايبند. بله اگر من هم ميخواستم تنها اطاعت مرا كنم و ماجرا را مديريت نكنم كه حوادث تير 78 دوباره تكرار ميشد اما مدير همينجاست كه نه در شعاردادنهاي اصلاحطلبي بلكه در اجرا و عمل اعتقاد قلبي و واقعياش را به اصول جامعه مدني نشان ميدهد. قضاوت با مردم و دانشجويان و نخبگان.
آقاي قاليباف، شما خودتان را نه اصولگرا ميدانيد نه اصلاحطلب، اما اين رويكرد در سياست عملي نيست. يك كابينه و مجلس داريم كه يا اصلاحطلب است يا اصولگرا. در سپهر سياسي ايران رفتار شما معني ندارد. در شرايطي كه تقسيمبنديهاي سياسي در ايران به چپ و راست ميرسد، من يك راست يا چپ نيستم. خودم را يك اصولگرا ميدانم اما برخي اصولگرايي را به اردوگاه راست سابق تعبير ميكنند. مشكل وقتي شروع شد كه جريانهاي سياسي به دو گروه تغيير پيدا كردند و اسمهايشان را تغيير دادند؛ راستها شدند اصولگرا و چپها شدند اصلاحطلب. من تعويض چنين تابلوهايي را قبول ندارم. اصولگرايي يك موضوع فراگير است و يك اصولگراي واقعي مگر ميشود اصلاحطلب نباشد. اصلاحطلبي در ذات هر انقلاب و حركت سياسي وجود دارد. طبيعي است كه من متعلق به اردوگاه اصولگرايي هستم اما اصولگرايي كه برخاسته از آرمانهاي امام است و در ذات خودش اصلاحطلبي دارد. اصلاحطلبي به اين معنا كه تغييرات را نسبت به مسائل روزي كه در جامعه پيش ميآيد، بپذيرد. لذا با تعبيرات امروزي، اصولگرايي هستم كه باورهاي اصلاحطلبي دارم و روند كارم هم تاكنون نشان داده به اين نگاه پايبند بودم و به آن عمل كردم.
اصولگراي اصلاحطلبي را براي اولين بار مقام معظم رهبري مطرح كردند. چطور است كه بين اين همه فعال سياسي تنها محمدباقر قاليباف است كه حرف ايشان را گوش ميدهد و اصولگراي اصلاحطلب را تشكيل ميدهد. من اولين بار لفظ اصولگراي اصلاحطلب را در سال 84 مطرح كردم.
قبل از اينكه مقام معظم رهبري از اين واژه استفاده كنند؟ مقام معظم رهبري در طول دوران رهبريشان نسبت به جريانهاي مختلف و مفاهيم گوناگون تبيينهايي داشتند كه بنده اولين بار در مصاحبهاي اعلام كردم تقابل اصلاحطلبي و اصولگرايي را قبول ندارم و بين اين مفاهيم پيوند وجود دارد، البته به خاطر اين ديدگاه مورد شماتت عده زيادي قرار گرفتم اما مقام معظم رهبري در ديدار با دانشجويان همين تعبير اصولگرايي اصلاحطلبانه را به كار بردند و اين فضا كمي آرامتر شد.
حالا اين صورت مسئله را از انتها به ابتدا بخوانيم. مگر ميشود اصلاحطلبي باشد كه در ذات خود اصولگرايي را نداشته باشد؟ اگر اصلاحطلبي در رويكرد اصلاحطلبانه خود مباني را از دست بدهد، ديگر اصلاحطلب نيست.
پس براي قاليباف فرقي ندارد از اين پس او را اصلاحطلب اصولگرا بنامند؟ نه، ايرادي ندارد. اين را تفكر، ايمان و يك باور ميدانم، چه اصولگراي اصلاحطلب و چه اصلاحطلب اصولگرا، در عمل هم هر دو يكي هستند. به معناي چپ و راستي كه اين روزها در فضاي سياسي است، من خودم را يك عملگرا ميدانم.
شما ميگوييد بايد مباني علم سياست را تغيير دهيم. در هر نظام سياسي يك دستهبندي واضح داريم. همه نيروهاي سياسي در يكي از اين دستهبنديها قرار ميگيرند؛ راست يا چپ. حالا بايد شما را به عنوان اولين چهره سياسي دنيا بشناسيم كه ميگويد نه راست ميتواند ظرفيت من را داشته باشد نه چپ. اين تعبير شما، تعبير درستي نيست. كساني كه تفكرات سياسي مشخصي دارند، در عرصه اجرا هم بايد مديران كارآمدي باشند. مدير كارآمد يك مدير عملگرا است. وعدههايي كه براساس مباني كه قبول دارد، ارائه داده در سطح جامعه عينيت ميبخشد. در غير اين صورت يا خودش فرد ضعيفي است يا مباني فكري او داراي اشكال است. اين هم كه بگوييم به جز چپ و راست رويكرد ديگري نميتوانيم داشته باشيم تفكر مخربي است. دو قطبيكردن جامعه و عرصه سياست به اين شكل و مرزبندي متصلب كار را سخت ميكند.
نميشود شما راست باشيد و عملگرا. نه! گفتم راست به معناي جناح سياسي كنوني را نميپسندم.
با اين تفاسير با بحران اعتماد مواجه نميشويد؟ نه اصلاحطلب به شما اعتماد دارد نه اصولگرا. براي من مهم نيست. راست و چپ در عرصه سياسي به دو بخش تقسيم ميشوند؛ يكي بدنه سياسي و ديگري بدنه اجتماعي كشور. ممكن است نخبگان سياسي با من اختلاف داشته باشند اما بعيد ميدانم بدنه اجتماعي اين دو طيف با اين تعريف مشكل داشته باشند چون در عرصه فعاليتهاي سياسي و اجتماعي به راحتي توانستيم با مردم ارتباط برقرار كنم و اين را ميتوانيد از آنها بپرسيد. البته اگر رويكرد اصولگرايي اصلاحطلبانه درست تبيين شود حتي قابليت جذب بخش زيادي از نيروهاي سياسي را هم دارد؛ نيروهايي كه آنها هم از تقابل دائمي چپ و راست خستهاند.
اين بخش توده است. اما امروز آغاز فعاليتهاي سياسي شماست و شما سالهاي آينده هر سمتي را كه بگيريد، مجبور هستيد با ساختار سياسي مشخصي كار كنيد. با اين مشكل مواجه خواهيد شد كه نه اصلاحطلبها به ساختار شما اعتماد داشته باشند تا وارد آن شوند نه اصولگرايان. فكر ميكنيد در كشور آنقدر سياستمدار داريم كه همفكر شما باشند؟ در اداره كشور طي 30 سال گذشته عمدتا قدرت در دست گروههاي خاصي جابهجا شده و در اين سالها در برخي زمينهها خروجيهاي مناسبي از رفتارهاي سياسي آنها نميبينيم. اما فكر ميكنم بدنه جديدي مخصوصا در نسل دوم و سوم انقلاب شكل گرفته كه ميتواند بستر ساختار موردنظر من باشد. حرف من اين است: چپ و راست قابليت پوشش همه نيروهاي سياسي به خصوص تفكرات جديد را از يك طرف و قابليت و توان پاسخگويي به نيازهاي جامعه را از طرف ديگر ندارند.
اما اين شائبه مطرح ميشود كه قاليباف ميخواهد تكرار تاريخ كند و مانند چهرههايي نظير هاشمي رفسنجاني با حركت روي يك خط بينابين در هر برهه كه صلاح ديد، به سمت يكي از دو جناح چرخش و از ديالوگ فراتر از چپ و راست استفاده كند. اينطوري نگاه نميكنم. در حركتهاي سياسي و اجرايي من هم هيچگاه نديديد حركت سينوسي داشته باشم و بنابر مصلحت چرخش اين طرفي داشته باشم يا آن طرفي چون براي حركتم مباني محكم دارم. اما معتقدم الزاما يك جناح هميشه درست نميگويد و هميشه حق با آنها نيست. يكي از مشكلات در سياست ايران اين است كه وقتي افراد در اردوگاه خود قرار ميگيرند رقباي خود را هميشه محكوم ميكنند و هميشه به خود حق ميدهند. اما اينگونه نيست. يكي از اشكلاتي كه سبب شده احزاب نتوانند بين مردم جا باز كنند و به آنها اعتماد كنند، اين است كه يك حزب نميخواهد گاهي بپذيرد اشتباه كرد و حق با رقيب است. بسيار بد است.
ايرادي كه به اصولگراها وارد است اين است كه رقابت نميكنند بلكه هدف نزاع براي نابودي حريف است. اين ايراد تنها مختص اصولگرايان نيست. هر دو جناح چنين رويكرد مخربي را دارند. برخي عرصه را آنقدر تنگ ميگيرند كه خيليها را نميخواهند در دايره خود قرار دهند. معتقدم يكي از ويژگيهاي امام اين بود كه دايرهشان خيلي وسيع بود و همه مردم را متعلق به نظام و كشور ميدانستند. اينكه بخواهيم اين دايره را آنقدر تنگ بگيريم و كسي را راه ندهيم، قبول ندارم. معتقدم اصولگراي واقعي كسي است كه وقتي اشتباه كرد، بپذيرد و وقتي اردوگاه مقابل حرف حقي زد، پذيراي آن باشد. متاسفانه چنين اتفاقي نميافتد. اشكالات جريانات سياسي اين است كه ميخواهند به هر قيمتي به قدرت برسند. حال آنكه با چه مباني سازگاري دارد كه به هر قيمتي و با هر وسيلهاي به هدف خودش برسد؟ ولو اينكه قدرت باشد حتي اگر با نيت خير به سمت قدرت برود. معتقد هستيد حق هميشه نه با راست است نه با چپ. پس با دو صحنه جدال روبهرو ميشويد. فكر ميكنيد در ساختار سياسي ايران پيروز ميشويد؟ حقيقت را بپذيريم حتي اگر از طرف رقيب باشد. چه ايرادي دارد. خب اينطور كه شما ميگوييد زحمتمان بيشتر ميشود اما مهم اين است كه مباني درست باشد.
ادبيات جديد شما ميطلبد در بدنه سياسي كشور يك ساختار جديد شكل بدهيد. ساختارهاي كنوني سياست ايران چنين چيزي را برنميتابد. ميخواهيد به سمت شكلدهي يك ساختار متفاوت قدم برداريد؟ بله، طبيعتا اينطوري است و بايد به سمت شكلدهي يك حزب حركت كنيم و حركت هم كردهايم تا ايدههاي خود را كاملا منسجم و به صورت يك حزب يا جمعيت به جامعه معرفي كنيم. اين موضوع از برنامههاي جدي من در آينده است.
يعني قاليباف تصميم دارد به تدريج چراغها را روشن كند و با مواضع شفاف و ساختار حزبي در عرصه سياسي به فعاليت ادامه دهد؟ يكي از ويژگيهاي من شفاف بودنم است و خيلي وقتها در عالم سياست به من ميگويند خيلي راست نگو! موردي نيست كه مواضعم را شفاف مطرح نكرده باشم.
پس به حزب اعتقاد داريد. اما سال گذشته گفتيد به حزب اعتقاد ندارم چون در ساختار ايران نميتوان حزب تشكيل داد. دو موضوع را با هم اشتباه نكنيد. در اينكه كار حزبي يك ضرورت است، شكي نيست. اما اينكه آيا حزب در جامعه امروز ايران تاثيرگذار است يا نه، پاسخ متفاوتي وجود دارد. متاسفانه دليل اينكه مردم به جريانات حزبي باور ندارند و اعتماد نميكنند، به خاطر تاثيرگذاري برخي از افراد است.
چهرههاي سياسي ايران را عامل ناكارآمدي حزب ميدانيد؟ به هر حال در انتخابات آتي اين افراد هستند كه تاثيرگذارند نه احزاب. حتي احزاب با انتخابات افراد است كه حزبشان را مطرح ميكنند. پس حزب خوب است اما در جامعه ما تاثيرگذار نيست. تا زمان اثرگذاري حزب در ايران زمان خواهد برد. جامعه ايراني سابقه سياسي روشن در فعاليت حزبي ندارد و زمان ميبرد و همه بايد اين هزينه را پرداخت كنند.
پس چرا ميخواهيد حزب تشكيل دهيد. تا مردم قبولش كنند، زمان ميبرد و اين حزب به كار شما براي انتخابات آتي نخواهد آمد. طبيعتا مردم من را بيشتر از تشكيلاتم ميشناسند. اما به عنوان فردي كه در جامعه شناخته شده هستم، تلاش ميكنم كار تشكيلاتي را به جامعه معرفي كنم تا مردم آن را باور كنند.
يعني حزب شما اعتبارش را از شخص شما ميگيرد نه مباني و مرامنامه؟ با كار حزبي تلاش ميكنيم مردم حزب را بپذيرند. الان هم بخشي از مقدمات تشكيلات حزب را انجام داديم و كار تا مراحلي هم پيش رفته است. اساسنامه و مرامنامه را به كميسيون ماده 10 احزاب داديم و جلساتي تشكيل شده است و تائيديه را گرفتهايم و درواقع شوراي مركزي و مراحل نهايي را طي ميكنيم. به هر حال نزديك به دو سال است كه كار را شروع كردهايم.
اما هنوز كه اعلام رسمي نشده است. در حزب آقاي قاليباف اصلاحطلبها هم عضويت دارند؟ بعد از اينكه مجوز فعاليت را بدهند، اعلام رسمي ميكنيم. بله با همان نگاه اصولگراي اصلاحطلب به يقين عدهاي اصلاحطلبب به ما خواهند پيوست.
اصلاحطلب اصولگرا؟ من تصور ميكنم رويكرد ما قابليت جذب نيروهاي زيادي از هر دو طيف را دارد. اصولگرايان اصلاحطلب و اصلاحطلبهاي اصولگرا. چنين نيروهايي فراوان هستند و فضاي جديدي براي كار و عمل سياسي فراهم ميشود.
با اين اوصاف كانديداي رياستجمهوري ميشويد؟ شرايط انتخابات دوره دهم پيچيده شده است. نيمه اول اسفند را پشت سر گذاشتيم و تائيد ميكنيد كه جبههبندي سياسي و رقباي اصلي مشخص نيستند و شكل واقعي خود را نگرفته؛ انتظار ميرود اين بازي به فروردين موكول شود، من هم دنبال تجزيه و تحليل شرايط هستم و تصميمگيري قطعي نكردم.
منتظر اعلام نظر ميرحسين هستيد يا اينكه منتظرين جناحهاي اصولگرا به شما اقبال نشان دهند؟ اصلا! تصميم نهاييام را به اين پارامترها وابسته نميكنم. به عنوان يك فرد سياسي در حال رصدكردن شرايط جامعه هستم. در حال تصميمگيري براي خودم هستم آن هم با يك عقلانيت و تدبير كه شرايط چگونه فراهم شود و منتظر آمدن يا نيامدن كسي نيستم.
فرض اينكه فروردين اعلام رسمي كانديداتوري كنيد، دو ماهه ميخواهيد برنامه پيشنهاديتان را ارائه كنيد و مردم تصميم بگيرند. نميدانم كسان ديگري كه در معرض كانديداتوري هستند، چه كردند اما براي اولين بار در اين گفتوگو اعلام ميكنم برنامه مدون و روشن پنج ساله را براي اداره دولت در حوزههاي مختلف تنظيم كردم و اگر قرار بر آمدن شد، اين برنامه را به اطلاع مردم ميرسانم. ممكن است آنها من را براي اين مسئوليت انتخاب كنند به همين دليل پيش از اينكه خودم را در جايگاه انتخاب قرار دهم، برنامهاي را كه به آن معتقدم، تدوين كردم. جزء مديراني هستم كه هيچ گاه كاري را بدون برنامه شروع نكردم. مردم اين موضوع را در نيروي انتظامي و شهرداري تائيد ميكنند همين الان هم براي پنج سال آينده شهرداري تهران برنامه داريم. به هر حال اينطور نميشود از روزي كه كار در دولت شروع ميشود به فكر تدوين برنامه باشيم چون حداقل يك سال از عمر دولت را از دست ميدهيم.
برنامه چهارساله؟ دوره رياستجمهوري چهار ساله است اما براي هماهنگي برنامههاي دولت با برنامههاي پنج ساله كشور، زمانبندي برنامه پنج ساله است. |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه هجدهم فروردین 1388ساعت توسط حامی قالیباف
|
|
||
|
|
|
|
|
گفتوگو با دكتر محمدباقر قاليباف، شهردار تهران چندان نياز به پيداكردن دليل نداشت. چه، سال 1387 براي او و مجموعه همكارانش سالي پر از خبر بود. از افتتاح رسمي برج ميلاد گرفته تا به هم رسيدن دو سر تونل بزرگ توحيد، از افتتاح چند ايستگاه مهم مترو گرفته تا ورود نسل جديد اتوبوسهاي تندرو به پايتخت و از آغاز حفر تونل نيايش گرفته تا افتتاح چندين مجموعه فرهنگي و پرديس سينمايي مجهز. اما اينها كه گفتيم كنار يك اتفاق خبرساز ديگر قرار دارند. شهردار تهران در سال 1387 به عنوان هشتمين شهردار برتر دنيا و دومين شهردار آسيا برگزيده شد تا از اين زاويه مورد توجه خاص رسانههاي بزرگ خبري دنيا قرار گيرد. با اين مقدمه قرار شد ميهمان صفحات گپ و گفت ما شهردار قاليباف باشد. گپ و گفتي كه حاوي سئوالي صريح درخصوص كانديداتوري يا عدم كانديداتوري شهردار پايتخت براي انتخابات دهم رياستجمهوري بود، داغتر از آن چيزي شد كه پيشبيني ميكرديم. *آقاي شهردار نزديك عيد هستيم. مصاحبهاي هم كه با شما داريم انجام ميدهيم در ويژهنامه نوروزي چاپ ميشود. با اين وصف سال 87 چه چيزهايي را پيشبيني ميكنيد؟ -چون مصاحبهها ما را خوانندگان شما در عيد نوروز مطالعه خواهند كرد، ابتدا پيشاپيش حلول سال نو را خدمت همميهنان عزيز تبريك عرض ميكنم و سالي پربركت و توام با موفقيت و پيروزي براي همه ايرانيان در هر كجاي دنيا كه هستند، آرزومندم. .نوروز و بهار همه چيزش زيبا و دلانگيز است. طبيعتش، ديد و بازديدهاي عيد و تازهشدن روح و روان. ما ايرانيان هم البته در عيد عادتهايي هم داريم كه خيلي خوبي است. يكي از اين عادتها هم اين است كه در انتهاي سال كهنه و آغاز سال نو براي بهترشدن زندگي خودمان تصميمات تازهاي ميگيريم. بر اين اساس به اعتقاد من عيد و تازهشدن سال بايد موجب يك جهش، يك حركت به جلو و بهبود در حوزههاي معنوي، اخلاقي و ماديمان شود. من فكر ميكنم ما ايرانيان در آستانه سال جديد، بهتر است همه با هم تصميم بگيريم، به همنوعان خود بيشتر از قبل محبت و عشق داشته باشيم و همه با هم يك عزم ملي را براي پيشرفت و شكوفايي ايران عزيز شكل بدهيم. همچنين به اخلاق، ارزشهاي ديني، انساني و خداپرستي بيشتر از قبل توجه داشته باشيم و در جهت تعميق انس و الفت ميان هموطنانمان تلاش كنيم، در جهت كمك به محرومان و نيازمندان همت بيشتري به خرج بدهيم و كلا همه با هم تصميماتي بگيريم كه هم در بعد فردي و هم در بعد اجتماعي و ملي، ما را يك قدم به جلو حركت بدهد. * از تصميمات ايرانيان در عيد گفتيد. ما در سال 88 انتخابات رياستجمهوري را داريم، آيا ممكن است آقاي قاليباف در عيد تصميم بزرگي براي حضور در انتخابات بگيرد؟ -پاسخ و بحث را زود سياسي كرديد. *به هر حال من به عنوان روزنامهنگار به فكر خوانندگان خودم هستم و پرسشهايي كه آنها دارند را از شما ميپرسم. من بحث انتخابات را ميخواستم از اواسط مصاحبه شروع كنم، ولي احساس كردم سريع بروم سر اصل مطلب بهتر است. شما در مناسبتهاي مختلف از پاسخ به پرسشهاي سياسي سرباز ميزنيد و از فضاي سياسي كشور ابراز ناراحتي ميكنيد. حتي تعابير صريح و تندي هم در اين رابطه داريد، اما بالاخره بايد به اين پرسشها پاسخ بدهيد ديگر. -اجازه بدهيد از همين بحث اخير شما مطلب را پي بگيريم، به انتخابات هم ميرسيم. من نسبت به پرسشهاي سياسي، به چند دليل عكسالعمل نشان ميدهم. اول اينكه وقتي هنگام بازديد از يك پروژه عمراني، يا در يك مناسبت فرهنگي يا موضوع اجتماعي برخي خبرنگاران بحث را به فضاي سياسي ميبرند، دلخور ميشوم. وقتي من به عنوان شهردار تهران غرق در مسائل شهر و كار شهرداري هستم از اينكه بعضي خبرنگاران پرسش از سياست، انتخابات و دعواهاي سياسي ميكنند، طبيعتا جا ميخورم. يك دليل ديگر اين است كه من نسبت به فضاي سياسي كشور بسيار منتقدم و براي بيان اين انتقادها با كسي تعارف ندارم. احساس ميكنم، ريشه بسياري از مشكلات ما همين جاست. من سياستورزي را يك امر اصلي و اساسي در كشور ميدانم. تدبير امور كشور، اداره جامعه، برنامهريزي براي پيشرفت و عدالت كار سياست و سياستمداران است، اما همه مطالب من هم همين جاست. من ميگويم جامعه از سياستمداران چه انتظاري دارد؟ مگر ما براي پيشرفت جامعه و بهبود اوضاع، سياستمداران را برنميگزينيم و امور كشور را به آنها نميسپاريم؟ اما وقتي من ميبينم پيشرفت كشور در اولويت چندم سياستمداران ماست طبعا شاكي ميشوم. سياسسيون ما طوري رفتار ميكنند كه به نظر، اولويت اول آنها قدرت است، اولويت بعديشان دعوا بر سر اين قدرت و امور جامعه در زمره مسائل آخر آنهاست. من وقتي دروغ، نيرنگ، دورويي و رياكاري را در عرصه سياست ميبينم، وظيفه خودم ميدانم كه عرصه سياست را به باد انتقاد بگيرم. ببينيد، من يك زماني رئيس پليس بودم، الان هم شهردار تهران هستم، اين يعني اينكه من از زمره كسانيام كه بيشترين اطلاعات را از كف جامعه و به تعبيري رايج از زير پوست شهر دارم. من وقتي مسائل اجتماعي مردم را ميبينم، از فقري كه منجر به جرم ميشود، اعتياد خانمانسوز، از محروميتها و كمبودهايي كه جرم و جنايت را تشديد ميكند، از جواناني كه به سبب بيكاري به چه كارهايي كه دست نميزنند، آشفته ميشوم. از طرف ديگر سياستبازاني را هم ميبينم كه به جاي تدبير اين امور به جان هم افتادهاند و براي رسيدن به قدرت چه كارها كه نميكنند، پس به خودم حق ميدهم كه عرصه سياست در كشور را آلوده بنامم.من زماني كه رئيس پليس بودم، فيلمي از زنان مجرمي را كه به سبب فقر به خطا افتاده بودند، در جمع مسئولان كشور نمايش دادم. بيشتر آنها گريه كردند. اما تفاوت من با آنها اين است كه آنها يك بار فيلم اين چنيني را ميبينند و اشك ميريزند، ولي من هر روز با اين مسائل درگيرم و دلم خون ميشود. پس قبول كنيد كه سياست ما از اخلاق دور افتاده و اين نوع سياستبازي ديگر شايسته احترام نيست. به تعبير حضرت امام (ره) سياست، بازياي است كه بايد به آن توپيد. از ديگر سو اعتقاد دارم كه اگر صداقت به عرصه سياست بازنگردد جامعه ما دچار تباهي خواهد شد. اين يك سنت الهي است و هيچ خللي هم در آن وارد نميشود. اصلا مگر هدف انقلاب ما و آرمان حضرت امام (ره) چه بود؟ حضرت امام (ره) ميفرمود كه براي حاكميت دين در جامعه بايد سياست ورزيد و اين سياست ورزيدن حتما بايد همراه با اخلاق باشد، پس سياست بدون اخلاق سياستبازي است. اتفاقا تفاوت نظام ما با نظامهاي سياسي مادي هم دقيقا همين است. *پس مشخصا بحث اخلاقگريزي در عرصه سياستورزي را مورد توجه قرار ميدهيد؟ -بله، جالب اينجاست كساني هستند كه در غرب، سياست را جدا از اخلاق تعريف ميكنند و ميگويند، چون سياستمدار مسئول تدبير جامعه و پيشرفت كشور است براي حفظ و ارتقاي منافع ملي، وحدت ملي و توسعه كشور لازم نيست به اخلاق پايبند باشد، اما در كشور ما سياسيون به سبب منافع شخصي و گروهي خودشان است كه اخلاق را زير پا ميگذارند. به اين سبب است كه من به پرسشهاي سياسي عكسالعمل نشان ميدهم، وگرنه سياست همراه با اخلاق كه امر شريفي است. مگر بدون سياستورزي اخلاقي ميتوان جامعه را اداره كرد؟ اما بعضيها هم اين را ميگويند كه به هر حال سياست عرصه خاصي است و بايد به قواعد آن گردن نهاد. سياست عرصه رقابت براي كسب قدرت است و اين رقابت هم قواعد خاص خودش را دارد.من هم ميفهمم سياست براي كسب قدرت است، اما قدرت براي چه؟ حضرت امام (ره(قدرت و حكومت را ميخواست براي جاريكردن و بسط ارزشهاي ديني و اخلاقي، اما اگر قدرت صرفا براي قدرت اهميت داشته باشد كه ارزشي ندارد. رقابت هم ذاتي سياست است، اما اگر اين رقابت همراه با اخلاق نباشد جامعه اسلامي ما را دچار تباهي و انحطاط ميكند. دروغ، در هر عرصهاي دروغ است و شايسته سرزنش ضمن اينكه آبروي انسانها از همه چيز مهمتر است. بر اين اساس براي كسب قدرت به هيچ وجه جايز نيست دروغ گفته شود، شايسته نيست آبروي افراد ريخته شود. فراموش نكنيم كه دين، عدالت و آزادي، ارزشهاي والاي جامعه ما هستند و قدرت و سياست براي بسط آنها در جامعه است، نه اينكه دين يا عدالت و آزادي ابزار كسب قدرت باشند. مسئله پيچيدهتر و خطرناكتر اين است كه گروهي ميگويند چون هدف ما حاكميت ارزشهاي ديني است در اين راه دروغ، بياخلاقي، تهمت و ريختن آبروي افراد هم اشكال چنداني ندارد، زيرا هدف ما متعالي و ارزشمند است و اين همان تز معروفي است كه هدف، وسيله را توجيه ميكند كه اگر به نام دين باشد بسيار خطرناك ميشود و برخورد با آن هم بسيار پيچيده و سخت ميشود. *آقاي دكتر اجازه بدهيد به بحث داغ انتخابات بازگرديم. بالاخره شما در انتخابات سال 88 شركت ميكنيد؟ -واقعيت امر اين است كه من براي شركت در انتخابات- به عنوان كانديدا- هنوز در حال بررسي و ارزيابي امور مختلف هستم، هنوز به تصميم نهايي نرسيددهام، هرچند كه به آن خيلي نزديك شدهام اما به هر حال من ملاحظات خودم را در اين باره دارم و بايد پاسخهاي شفاف و قاطعي براي آنها بيابم. *چه ملاحظاتي؟ -اولين مسئله اين است كه من در طول زندگيام رويكردي داشتهام كه مرا در چنين تصميمگيريهايي ياري ميكنند. خلاصه اينكه با خودم عهده كردهام، در جايي كه به درد ميخورم و كاري از من ساخته است، غيبت يا غفلت نداشته باشم. هر چيزي كه احساس كردم وظيفه من است انجام بدهم كوتاهي نميكنم. اگر براي شركت در انتخابات هم احساس وظيفه كنم، كوتاهي نيمكنم. وقتي هم كه احساس وظيفه كردم پيروزي يا شكست در درجه بعدي اهميت است، نه اينكه مهم نباشد. وقتي ما وارد عرصهاي ميشويم حتما بايد همه تلاشمان را به كار بگيريم كه به نتيجه مطلوب برسيم، ولي در درجه اول انجام وظيفه مهمتر است.اين تزي است كه ما از حضرت امام(ره) آموختهايم. هر جا هم كه به آنها عمل كردهايم، نتيجه مطلوب عايد شده است .ملاحظه ديگر من براي حضور در انتخابات اين است كه ما وارد دهه چهارم انقلاب اسلامي شدهايم. مقام معظم رهبري با هوشمندي تمام دهه چهارم انقلاب را دهه پيشرفت و عدالت ناميدهاند. اين مطلب به اين معناست كه ما پس از گذشت 30 سال از انقلاب اسلامي اگر نتوانيم به پيشرفت همراه با عدالت يا به تعبيري ديگر يا الگويي از توسعه كه همراه با عدالت باشد برسيم، دچار بنبستها و مسائل جدي ميشويم. به هر حال ميدانيد كه ما در اين 30 سال دستاوردهاي گرانبهايي داشتهايم، اما واقعيت اين است كه هنوز نتوانستهايم به توسعه مطلوب و مورد نظر انقلاب و نظام دست يابيم و اين موضوع، اصلا يك امر تشريفاتي و حاشيهاي نيست. ما اكنون سند چشمانداز 20 ساله را داريم كه نميتوانيم صرفا با صحبتكردن از آن امورمان را بگذرانيم. سند چشمانداز با امنيت ملي ما پيوند خورده و با موجوديت نظام ما آميخته شده است. *جنس صحبتهاي شما دوباره صريح شد. يعني به اعتقاد شما هماكنون ما به شكل اجرايي در جهت تحقق اهداف سند چشمانداز حركت شايستهاي نداريم؟ -ببينيد من واقعا اعتقاد دارم كه با حلوا حلوا كردن دهان شيرين نميشود. نظام ما تثبيت شده، مشروعيت الهي و مردمي آن بالاست. آرمانهاي نظام و انقلاب اسلامي من كاملا شفاف است. دهه چهارم انقلاب دهه عينيتبخشيدن و تحقق عملي آرمانهاي انقلاب است. ما زمان نداريم، فرصتهاي زيادي را از دست دادهايم و ديگر جايز نيست تعلل، سهلانگاري و فرصتسوزي كنيم. با اين اوصاف مطمئن باشيد اگر دهه چهارم بگذرد و ما به پيشرفت و عدالت نرسيم دچار بنبستهاي اساسي ميشويم، اين سنت الهي است. كافي نيست كه بگوييم انقلاب ما و نظام ما در مسيرحق حركت ميكند، ما اگر در اين مسير تعلل كنيم و فرصتها را يكي پس از ديگري از دست بدهيم، دچار خسران ميشويم. *پس به اعتقاد شما اين موضوع انتخابي ميان توسعه و شكست است؟ -دقيقا؛ مسئله اين است؛ پيشرفت يا انحطاط. من معتقدم كه هر سياستمداري براي حضور در عرصه سياسي و انتخابات بايد اول راهبردي داشته باشد كه بر اساس آن در انتخابات حاضر شود. خود انتخابات كه به خودي خود نميتواند هدف باشد. انتخابات وسيلهاي است براي عمليكردن راهبردي كه هر سياستمداري ممكن است داشته باشد. صريحتر عرض كنم، وضعيت فعلي را مطلوب ارزيابي نميكنم و تداوم آن را به نفع نظام و كشور نميدانم. ما با اين وضع به پيشرفت و عدالت دست پيدا نميكنيم. فرصتهاي بزرگ نظام و كشور هم هدر ميرود، اما اينكه براي تغيير اين وضعيت من چه وظيفهاي دارم، چه برنامهاي ميتوانم داشته باشم و آيا بايد وارد انتخابات بشوم، موضوعي است كه در حال بررسي آن هستم و به زودي هم نتيجهاش را اعلام ميكنم. *قبل از اينكه براي مصاحبه به سمت دفتر شما حركت كنم. سخنرانيها و مطالبتان را مروري كردم. ديدم ارزشهاي دفاع مقدس و لزوم بازگشت به اين ارزشها در سخنان شما مدام تكرار ميشود. اين تاكيد دائم به چه معناست؟ واقعا ما چگونه ميتوانيم به ارزشهاي دفاع مقدس برگرديم؟ -وقتي جنگ تمام شد لزوم سازندگي و توسعه كشور امري نبود كه بر سر آن اختلافي باشد، آنچه محل اختلاف بود اين بود كه اين سازندگي و توسعه بر بستر چه نوع ارزشها و رويكردهاي فرهنگي و اجتماعي باشد. در آن مقطع يك ديدگاهي كه مهجور ماند و در حاشيه قرار گرفت، اين بود كه ما بايد توسعه را بر بستر ارزشهايي كه دفاع مقدس توليد كرد، بنا كنيم. ديدگاه ديگري ميگفت، كه توسعه الزامات و شرايط خودش را دارد و ما بايد از دوران دفاع مقدس گذر كنيم و ارزشهاي جديد را براي توسعه كشور اصل قرار دهيم. بالاخره اين ديدگاه حاكم شد و به نظر من، مشكلات بزرگ فرهنگي و اجتماعي براي ما ايجاد كرد. ما در آن زمان معتقد بوديم كه صداقت، ايثار، يكرنگي، همدلي و وفاق ملي، پركاري و كمتوقعي و بسياري از ارزشهاي دفاع مقدس ميتواند در توسعه كشور هم ما را ياري كند. من معتقدم، اگر ما از اين زاويه به توسعه نگاه ميكرديم، الگوي بومي و ملي ما از توسعه شكل ميگرفت و بسياري از معضلات فرهنگي و اجتماعي هم براي ما به وجود نميآمد.اكنون هم من اگر از بازگشت به دفاع مقدس و ارزشهاي آن صحبت ميكنم، از اين زاويه است. معتقدم با برجستهسازي و اصل قراردادن دو عنصر و مولفه ميتوانيم مشكلاتمان را حل كنيم؛ يكي صداقت و ديگري عقلانيت، اين دو عنصر هم واقعا در فضاي جبهه و جنگ متبلور بود، اما در اين ميان يك اشكالي كه در بازخواني و معرفي دفاع مقدس به وجود آمده اين است كه عنصر عقلانيت در جنگ كمرنگ نشان داده شده است. ما در جنگ با عشق ميجنگيديم، اما عقل هم در اوج خودش بود و اساسا به اعتقاد من پيوند عقل و عشق بود كه ما را در جنگ پيروز كرد. ولي حالا كساني كه در دفاع مقدس نبودند، اما اكنون متولي و ميراثخوار دفاع مقدس شدهاند، طوري صحبت ميكنند كه انگار آن بسيجي كه در جنگ عاشقانه ميجنگيد، عقل را بوسيده بود و گذاشته بود كنار! واقعا تاسفبار است كه ميگويند بسيجي بيترمز بود يا بسيجيان براي بازكردن معابر صرفا روي مين ميرفتند. ما در جنگ با عقلانيت، با محاسبه، با بهرهگيري از دانش روز ميجنگيديم، بنابراين من اگر از بازگشت به ارزشهاي دفاع مقدس صحبت ميكنم، به اين معناست كه اگر عقل و عشق با هم باشد كارگشاست، وگرنه با عشق خالي امكان بيراهه رفتن زياد است. اكنون پرسشي كه به نظر بنده جدي است اين است كه اگر شهداي ما- قهرمانان جنگ- زنده بودند، پيگير چه ميشدند؟ من فكر ميكنم بهترين فرزندان اين مردم كه جانشان را فداي استقلال، امنيت و آزادي كشور كردند حتما از تحجر، جمود فكري و تنگنظري دلشان خون بود. البته به همان ميزان هم از سكولاريسم كه اين فرهنگ هم ريشه در آموزههاي حضرت امام (ره) دارد. اين فرهنگ هم چيزي به جز عشق به ميهن، عشق به مردم، عشق به نظام و انقلاب از يك طرف و عقلانيت، علم، پايبندي به تجربه و دانش روز و تعهد به خرد جمعي از طرف ديگر نيست. صداقت و ايثار دفاع مقدس است كه اكنون براي ما گرهگشاست. *جامعه ما، دكتر قاليباف را يك مدير برجسته ميداند كه استانداردهاي مديريتياش با انتخابشدن به عنوان هشتمين شهردار برتر جهان به تائيد جهاني هم رسيده، شما هم در صحبتهايتان چند بار از «بحران مديريت» به عنوان يكي از اصليترين بحرانهاي كشورمان نام برديد. منظور مشخصتان از بحران مديريت چيست؟ -اين پرسش واقعا اساسي و محوري است كه چرا كشور ما با اين همه ظرفيت نتوانسته در بعد اقتصادي و اجتماعي به آن جايگاهي كه بايد دست پيدا كند. ما نميتوانيم اين موضوع را كتمان كنيم كه مردم ما از اين موضوع آزرده خاطرند؛ وقتي كه احساس ميكنند در بعد توسعه و پيشرفت مادي از بسياري از كشورهايي كه از هيچ لحاظ قابل مقايسه با كشور ما نيستند، عقب هستيم. خب، چرا ما مدام از توسعه صحبت ميكنيم، ولي به آن دست پيدا نميكنيم. چرا هميشه شعار عدالت ميدهيم، ولي بيعدالتي، شكاف طبقاتي و فاصله قشر ثروتمند و فقير جامعه روز به روز افزايش پيدا ميكند؟ من معتقدم، دليل بروز اين مسائل فقدان يك مديريت كارآمد، عقلاني و مقتدر است كه با صداقت و شفافيت، با تعهد به خرد جمعي و يا بهرهگيري از همه تجربيات و ظرفيتهاي كشور مسئله توسعه را سامان ببخشد. ما به مديريتي نياز داريم كه با يك رويكرد عقلاني و يك نگاه سيستمي به اداره كشور، توسعه را در همه ابعاد پيش ببرد. ظرفيتهاي كشور ما بالاست، ما نيروي انساني مناسبي براي مديريت بهينه كشور داريم كه تجربيات گرانبهايي اندوختهاند. بر اين اساس است كه اعتقاد دارم ديگر، روشهاي مبتني بر سعي و خطا جواب نميدهد. اما براي رسيدن به اين توسعه و پيشرفت، برنامهريزي اصل است. بهرهگيري از دانش و تكنولوژي روز اصل است. ضمن اينكه به شجاعت در تصميمگيري نياز داريم. هرچند اين شجاعت متفاوت از ماجراجويي است. ما بايد با قاطعيت عمل كنيم، البته اين قاطعيت به معناي خودمحوري نيست. با اين وصف در مديريت بهينه كشور، نخبگان جامعه، اصل هستند، پس دست و پاي بلند سياست را بايد از عرصههاي مديريتي، اقتصادي و فرهنگي كوتاه كنيم. سياستزدگي، آفت بنيانبرافكني براي مديريت كشور است. از ديگر سو ما اگر شعار عدالت ميدهيم، ولي به بيعدالتيها دامن ميزنيم، به خاطر اين است كه به اصول علم اقتصاد يا آشنا نيستيم يا به آن عمل نميكنيم. ما براي ايجاد عدالت بايد به پيچيدگيهاي اقتصادي در يك دنياي مدرن آگاهي داشته باشيم. ما بايد رويكرد سيستمي و همهجانبهنگر به توسعه داشته باشيم. نميتوانيم زماني توسعه اقتصادي و زماني ديگر توسعه سياسي را اولويت ببخشيم و توسعه را از توازن بيندازيم. حتي توسعه سياسي، مردمسالاري و آزادي هم نياز به يك مديرتي كارآمد دارد. فراموش نكنيم كه سمرايه اجتماعي و مشاركت موثر مردم در مديريت كشور يك امر حاشيهاي نيست. يك دولت كارآمد و مقتدر كه پايبند به مشورت، خرد جمعي و نظارت مردم و جامعه باشد، براي مديريت كشور اساسي است. اما جاي بسياري از اين چيزهايي كه بنده به عنوان ملزومات يك مديريت كارآمد برشمردم، اكنون در عرصه مديريتي كشور خالي است. متاسفانه مديريت كشور ما از مسير عقلانيت دور افتاده، برنامهريزي به عنوان محوريترين عنصر مديريت مهجور و مغفول واقع شده. وقتي ما سازمان مديريت و برنامهريزي كشور را به يكباره منحل ميكنيم، اين چه معنايي دارد، جز اينكه نيازي به برنامهريزي نميبينيم. خودمحوري به نام شجاعت و قاطعيت و بسياري از حوزههاي مديريتي ما را دارد به بيراهه ميبرد. عدم توجه به جايگاه محوري نخبگان و متخصصان باعث شده كه تصميمگيريهاي مديريتي از پشتوانه لازم ملي برخوردار نباشد. از طرفي هم سياستزدگي و اصل قراردادن مسائل سياسي در مديريت باعث شده كه مديريت كشور معيوب شود. به همين علت من بحران مديريت را عامل بسياري از مسائل و مشكلات كشور ميدانم. *بازگرديم به فضاي انتخابات. انتخابات سال آينده را چگونه پيشبيني ميكنيد؟ -به نظر من، آن چيزي كه در انتخابات سال آينده بسيار مهم است و از طرف گروههاي سياسي هم به آن كمتر توجه ميشود، رويكرد مردم و نوع رفتار آنها در انتخابات است، هماكنون نوعي كمتوجهي، عدم اقبال و بيتفاوتي نسبت به انتخابات در بين مردم وجود دارد. مردم به فضاي سياسي كشور و تحولات آن كمتر واكنش نشان ميدهند و اين كمي نگرانكننده است، چون بازيگران اصلي صحنه انتخابات نهايتا مردم هستند. وقتي مردم نسبت به انتخابات كمتوجه باشند، اتفاقات بدي امكان دارد به وقوع بپيوندند. وقتي مردم كمتر مشاركت كنند براي نظام ما ايجاد ضايعه ميكند. اين در حالي است كه مشاركت حداكثري مردم در انتخابات براي نظام جمهوري اسلامي، امري استراتژيك است. به علاوه وقتي مردم كمتر مشاركت كنند، نتيجه انتخابات برآيند نظر و راي مردم نخواهد بود و ممكن است كسي بر سر كار بيايد كه خواست عمومي مردم را با خود به همراه نداشته باشد. *اما پرسش اينجاست كه مردم چرا كمتوجه و بيتفاوت شدهاند؟ -به نظر من چون طي سالهاي گذشته وقتي مردم به فضاي سياسي و گروههاي سياسي اقبال نشان دادند، نتيجه موردنظر خود را به دست نياوردند. آنها در دو مقطع نسبت به تحول در رويكردهاي مديريتي اميدوار شدهاند، اما بعد از گذشت كمي، اين اميدواري به نااميدي تبديل شده است. هم در سال 76 و هم در سال 84 مردم وعدههايي شنيدند كه سرانجام مطلوبي پيدا نكردند. به نظر فضاي حرف، شعار، تبليغات و وعده بر عمل منتج به نتيجه غلبه پيدا كرده است و اين باعث نوعي دلزدگي در بين مردم شده است. به علاوه تنش و دعوا آنقدر در ميان گروههاي سياسي داغ شده كه مردم اميد چنداني به تغيير ندارند. *و اين البته حتما نتيجه نوع عملكرد سياسيون است، قبول داريد؟ -بله، سياسيون دچار اشتباه بزرگي هستند. آنها فكر ميكنند مردم هم مثل خودشان به تنشها و دعواهاي سياسي علاقهمندند، در حالي كه مردم آرامش و ثبات ميخواهند. تقابلهاي سياسي براي سياسيون اصل است، اما مردم به دنبال تحول مثبت در جامعه هستند. متاسفانه سرمايه اجتماعي در جامعه ما آسيب ديده است. عنصر اعتماد براي حضور موثر مردم در انتخابات اساسي است كه اگر وجود نداشته باشد حتي مردم به فضاي سياسي و گروههاي مختلف بياعتماد ميشوند و در لاك خود فرو ميروند و ديگر اتفاقات سياسي برايشان مهم نخواهد بود. به عبارت صريحتر در فضاي بياعتمادي، مردم مشاركت هم نميكنند. *و در اين فضا به نظر شما چه گفتماني ميتواند به تغيير حال مردم بيانجامد؟ -به نظر من، رويكردي كه بتواند آرامش و اميد را به جامعه برگرداند، ميتواند موجبات حساسيت مردم به انتخابات را هم برانگيزد و انگيزههاي لازم جهت مشاركت آنها را بالا ببرد. نياز به آرامش سياسي، اقتصادي و اجتماعي براي تداوم حركت يك ملت، اساسي است. وقتي جامعه در حوزههاي مختلف دچار تلاطم و بيثباتي و عدم آرامش باشد، آرامش رواني مردم هم به هم ميخورد. وقتي ما در حوزههاي اقتصادي مدام شاهد تحولات آني هستيم، ديگر جايي براي برنامهريزيهاي بلندمدت باقي نميماند. فراموش نكنيم كه مردم براي آرامش و اميد نياز دارند كه اعتماد كنند. اعتماد دوباره به سياستمداران باعث اين آرامش و اميد ميشود و اين اعتماد هم ايجاد نخواهد شد، مگر با صداقت و عقلانيت. مردم وقتي احساس كنند كه سياستمدارانشان از يك طرف با آنها صادق و روراست هستند و از طرف ديگر عقلانيت را سرلوحه كارهاي خود قرار دادهاند، اعتماد ميكنند. وقتي اعتماد كردند رقابتهاي سياسي و اختلافنظرهاي سياستمداران ه معناي ديگري پيدا ميكند. در اين شرايط مردم هم از اين رقابتها استقبال ميكنند. اما الان فكر ميكنند دعواهاي سياسي ربطي به آنها و زندگي آنها ندارد و صرفا دعواهاي قدرت سياستمداران است. همين امر باعث شده كه نسبت به فضاي سياسي بياعتماد شوند و چندان برايشان تقابلهاي سياسي مهم نباشد. *تاكيد كرديد كه هنوز حضورتان در انتخابات قطعي نشده، اما اگر فرض كنيم كه شما در انتخابات حاضر شويد با چه استراتژي و رويكردي وارد عرصه رقابت خواهيد شد؟ -من اگر وارد انتخابات شوم، قطعا تلاش ميكنم با مردم صادقانه و روراست سخن بگويم و همه مسائلي را كه در ذهن دارم بدون تعارف و پردهپوشي بيان كنم. حتما برنامههاي عملي خود را براي حل مشكلات كشور ارائه ميدهم و اگر وعدهاي بدهم از جنس عمل خواهد بود. كوشش ميكنم يك رقابت اخلاقي را بدون تخريب و بياخلاقي سامان بدهم و بدون شك توجه به مسائل اجتماعي بيش از ساير حوزهها خواهد بود. ضمن اينكه تلاش ميكنم برنامهاي براي بازگرداندن «آرامش و اميد» به جامعه در همه حوزهها داشته باشم. همچنين به مردم توضيح ميدهم كه چگونه تلاش خواهم كرد از همه نيروهاي كارآمد بهره بگيرم. *آقاي دكتر ظاهر اين روزها حسابي رضايت مردم تهران را كسب كردهايد و مجموعه نظرسنجيهاي رسمي و گفتوگوهاي ميداني نشان ميدهد كه مردم پايتخت عملكرد مديريت شهري در سه سال گذشته را ميپسندند؟ -خوب به هر حال اميدوارم همينطور باشد كه شما ميگوييد. اما به واقع در معيارهايي كه ما براي محاسبه عملكردمان داريم، «رضايت خاطر» مردم يكي از مهمترينهاست. يعني خلاصه تلاش ميكنيم فعاليتهاي مديريت شهري را به نحوي سامان دهيم كه بر كيفيت زندگي مردم اثر گذاشته و آنها را در داشتن يك زندگي «خوب» با تمام معيارهاي مادي و معنوياش ياري دهد. *اين رضايتمندي چگونه به دست آمده. به عبارت ديگر مدل كاري شما و همكارانتان در شهر تهران چيست؟ -ببينيد من فكر ميكنم اين بحث خودش ميتواند موضوع يك مصاحبه مفصل باشد. اما در اين فرصت، تنها با همين نكته اشاره ميكنم كه به هر حال ما بايد به دستاوردهاي دوران دفاع مقدس يك نگاه آموزشي و دقيق داشته باشيم. من به واقع اعتقاد دارم كه ما اگر بتوانيم با همان روحيهاي كه در جبههاي مقاومت كار و فعاليت ميكرديم با همان اعتقاد راسخ و با همان اعتقاد به نفس كار را جلو ببريم يقينا به موفقيت ميرسيم. امروز اگر به مجموعه صحبتهاي من با مردم تهران هم توجه كنيد، ميبينيد كه اين اعتقاد را بارها با خود مردم در ميان گذاشتهام. به عبارت ديگر اگر توفيقي در جهت كسب رضايت مردم حاصل شده، اگر مردم نگاهي متفاوت به مديريت شهري و شهرداري دارند، اگر بسياري از پروژههاي مهم در حوزههاي خدمات شهري، حملونقل، عمراني و اجتماعي- فرهنگي به سرانجام رسيده اين واقعا نتيجه يك روحيه جهادي در ميان دوستان و همكاران ماست. *و به عنوان آخرين سئوال، هم به عنوان يك شهروند ايراني و هم به عنوان شهردار تهران براي سال جديد چه آرزوهايي داريد؟ -در سطح فردي و خانوادگي آرزوي رشد اخلاقي و معنوي را براي خودم و خانوادهام دارم، آرزو ميكنم همه اعضاي خانوادهام در انجام وظايف ديني و مليشان موفقتر از سال قبل باشند. در سطح ملي، پيشرفت روزافزون را براي كشورم آرزو ميكنم و آرزو دارم ايران عزيز كشوري پيشرو، موفق و الگو باشد و ايران و ايراني در سطح منطقه و جهان هميشه سرافراز و پيروز باقي بماند. در سطح جهاني هم جهاني عاري از جنگ و ستيز و دنيايي با صلح و آرامش و الفت بيشتر را براي همه ابناي بشر آرزومندم. به عنوان شهردار تهران نيز آرزو ميكنم همه تهرانيهاي عزيز سالم، موفق و شادكام باشند و تهران در سال 1388كماكان در مسير توسعه و پيشرفت حركت كند. ميخواهم تاكيد كنم روياي من اين است كه هرچه زودتر تهران به يكي از بهترين شهرهاي دنيا تبديل شود و ايران هم كشوري باشد آباد و پيشرفته و با مردماني شاد كه در كنار هم زندگي توام با عدالت، محبت و معنويت دارند.
|
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه هجدهم فروردین 1388ساعت توسط حامی قالیباف
|
|
||
|
|
|
|||
|
شهردار تهران با اشاره به اینکه "برای اداره بهینه کشور مدل و برنامه مدون دارم" تاکید کرد: حضورم در نهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری بر تحلیل و تکلیفی استوار بود که در موقعیت فعلی وجود ندارد. بنابر این با جمع بندی شرایط موجود فعلاً داوطلب دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری نیستم.
|
||||
|
+
نوشته شده در سه شنبه هجدهم فروردین 1388ساعت توسط حامی قالیباف
|
|
||||
|
|
|
|
|
بالاخره بعد از مدتها گمانهزنی درباره حضور یا عدم حضور دکتر قالیباف در انتخابات آینده ریاست جمهوری،دکتر قالیباف بر شانس مسلم خود برای نشستن بر کرسی ریاست جمهوری چشم بست و اعلام نمود در این دوره از انتخابات ریاست جمهوری داوطلب نیست. این در حالی است که در طول ماههای گذشته، گمانهزنیهای متعددی درباره رفتار انتخاباتی شهردار تهران در رسانهها مطرح شده بود. در این میان دکتر قالیباف نیز مانند دیگر نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری از گزند تخریب برخی مدعیان اصولگرایی یا اصلاحطلبی در امان نبود.در میان استقبال خوبی که نخبگان و دانشگاهیان و شهروندان تهرانی از نامزدی احتمالی دکتر قالیباف میکردند، برخی نیز تلاش کردند تا دکتر قالیباف را از نگاه عینک سیاهی که بر چشمان خود زده بودند ببینند و هر بار اتهامی به دکتر قالیباف نسبت دادند.گروهی سیاسی که مدعی حمایت از دولت نیز بودند، عملکرد قوی دکتر قالیباف در شهرداری تهران را به انتخابات ربط میدادند و میگفتند : دکتر قالیباف برای کسب آرای مردم و پیروزی در انتخابات این کارها را میکند.هر چند اگر کسی برای جلب رضایت مردم کار مثبت انجام دهد اشتباهی نکرده، اما واقعیت این است که برخی نیز که قانوناً باید با شهردار تهران و شورای منتخب مردم تعامل و همکاری میکردند بر اساس همین برداشتها، رفتاری نادرست با شهردار محبوب مردم کردند.آنها با این گمانه سیاسی که شهردار تهران نامزد بالقوه ریاست جمهوری است و با مدیریتی که وی دارد در صورت کمک تبدیل به چهرهای محبوبتر از وضعیت فعلی میشود از بدیهیترین وظایف قانونی و اخلاقی در قبال مدیریت شهری پایتخت خودداری کردند و این در ذهن مردم باقی میماند.در سوی دیگر بازیهای سیاسی نیز برخی نیز چنین تحلیل کردند که دکتر قالیباف وارد میدان میشود تا رأی فلان نامزد انتخاباتی را بشکند و سبب شکست او شود. آنها در یادداشتهای خود از دکتر قالیباف به عنوان چهرهای که رسالتی جز شکست دادن نامزد مورد علاقه آنان را ندارد نام بردند و بدون ارائه هیچ تحلیل منطقی و عقلانی اتهاماتی را به شهردار تهران نسبت دادند.حتی این تخریبها محدود به همینها هم نشد. با گذشت دو سال از انتشار کتاب «حکومتهای محلی» دکتر قالیباف و تدریس آن در دانشگاه توسط وی، عدهای این استاد جغرافیای سیاسی را متهم به تلاش برای از میان بردن انسجام ملی و وحدت مردم ایران کردند و عدهای نیز این طرح را تلاشی انتخاباتی وانمود کردند.خلاصه دکتر قالیباف هر کاری کرد، گفتند برای کسب قدرت است و هدفش جلب آرای مردمی است .هر چند نگارنده این سطور بر این باور است که اساساً مدیریت کارآمد و جلب رضایت مردم کار اشتباهی نیست که عدهای آن را وارونه جلوه میدهند. با این حال همه این اتهامات ناشی از این است که یا عدهای دکتر قالیباف را نشناختهاند و یا باور ندارند که در این مملکت یک کارآمد هست که هر کجا برود میتواند با مدیریت دانش محور و کارآمد خود رضایت مردم را جلب کند.به هر حال حالا که معلوم شده برخی تحلیلها درباره دکتر قالیباف ناشی از عدم شناخت وی بوده، به نظر میرسد باید تلاشی نو برای شناختن دکتر قالیباف صورت گیرد. باید هر تصویری که از این مرد در ذهن خود ساختهایم پاک کنیم و از ابتدا او را آنگونه که هست بشناسیم و تصویری از او ارائه دهیم که منطبق با واقعیت باشد. دکتر قالیباف واقعی متعلق به هیچ جناح سیاسی نیست. دکتر قالیباف واقعی نه راست است نه چپ. دکتر قالیباف واقعی مدیری کارآمد است که هیچ دلبستگی به مقام و قدرت ندارد و تنها برای انجام وظایفی که مردم و نظام بر دوش او میگذارند تلاش میکند.دکتر قالیباف تنها حدود چهار سال است که بیش از همیشه مورد توجه اصحاب رسانه و تحلیلگران سیاسی قرار گرفته است. از زمانی که نامزد نهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری شد و از فرماندهی ناجا استعفا داد. بنابراین بهتر است برای شناختدکتر قالیباف یک بار دیگر به دوران فرماندهی ناجا برگردیم و از آنجا قالیبافشناسی را شروع کنیم.دکتر قالیباف وقتی فرمانده نیروی انتظامی کشور شد که این نیرو به دلیل مواجهه با بحران کوی دانشگاه تهران، چهرهای به شدت مخدوش در نزد افکار عمومی و بویژه دانشجویان پیدا کرده بود. در چنین شرایطی و در زمان حاکمیت دولت و مجلس اصلاحاتدکتر قالیباف به عنوان فرمانده نیروی انتظامی برگزیده شد. او برغم تصوری که در ایران وجود دارد و مطابق آن تعامل میان صاحبان افکار مختلف محال است، تلاش کرد با تعامل با همه ارکان حاکمیت از نیروی انتظامی چهرهای جدید و کارآمد بسازد.به اذعان همگان دکتر قالیباف در ساختن این چهره کارآمد موفق شد و در عرض مدت زمان کوتاهی کاری کرد که جدیترین مخالفان وقت عملکرد نیروی انتظامی یعنی دانشجویان دانشگاه تهران نیز تبدیل به دوستداران عملکرد فرمانده جدید ناجا شدند. ناجا تبدیل به نیرویی مدرن، کارآمد و مردم محور شد که تلاش میکرد با دانش روز خود را تطبیق دهد و امور را پیش ببرد.قصد ندارم درباره آن دوران و اقدامات دکتر قالیباف در ناجا این مطلب را ادامه دهم. چرا که همگان خوب آن دوران را به یاد دارند و خوب میتوانند ناجای زمان دکتر قالیباف را با ناجای قبلش و حتی بعدش مقایسه کنند.در چنین شرایطی عدهای از فعالان سیاسی از وی خواستند که نامزد انتخابات شود و نظرسنجیها نیز نشان میداد که موقعیت مطلوبی در نزد افکار عمومی دارد. او نیز با جمعبندی شرایط آن زمان، درخواستها را پذیرفت.دکتر قالیباف اما بر خلاف دیگر مدیرانی که نامزد انتخابات شده بودند از سمت خود در فرماندهی ناجا استعفا داد. کاری که نه مهرعلیزاده به عنوان معاون رئیسجمهور و رئیس سازمان تربیتبدنی کرد، نه احمدینژاد به عنوان شهردار تهران و نه هاشمی رفسنجانی به عنوان رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام.اما دکتر قالیباف نه تنها از سمت فرماندهی ناجا استعفا داد، بلکه برای پرهیز از ایجاد هرگونه شائبهای از عضویت در نیروهای مسلح کشور نیز استعفا داد و برای همیشه ردای سبز نظامی را کنار گذاشت. اما برخی رقبا دست از سر دکتر قالیباف بر نداشتند و او را متهم کردند که با ورودش به عرصه انتخابات زمینهساز ورود غیرقانونی نظامیان به عرصه سیاسی خواهد شد! آنها اعلام کردند صدای پای «چکمه نظامیان» را میشنوند و... . سرانجام با تخریبهایی صورت گرفت، دکتر قالیباف تنها و بدون حزب و گروه و سابقه سیاسی آرای حدود 5/4 میلیون ایرانی را کسب کرد و البته پیروز انتخابات همان فردی بود که غیرنظامی بود! اما آن دوستان هیچگاه حاضر نشدند پاسخ دهند که جرم دکتر قالیباف چه بوده است؟ تاکنون که دکتر قالیباف به عنوان نامزد مطرح بود، قصد طرح این پرسش را نداشتم اما الآن باید این سوال را پرسید مگر پوشیدن لباس رزم و دفاع از کشور و ملت جرم است؟ مگر اشکالی دارد که یک جوان برای دفاع از کشورش، از آسایش خود بگذرد و لباس رزم بپوشد و از مرزهای کشورش دفاع کند؟ مگر اشکالی دارد کسی که دورهای از تمامیت ارضی کشورش دفاع کرده، از کسوت نظامی بیرون بیاید و وارد عرصه سیاسی شود؟ نکته تأسفبار این است که وقتی به انتخابات در کشوری مثل آمریکا نگاه میکنیم، میبینیم که آنها در اینگونه مسائل بهتر از ما عمل میکنند. در همین انتخابات اخیر بارها باراک اوباما از جان مککین به خاطر حضور در عرصههای نظامی و جنگهای آمریکا تقدیر کرد. آنهم نه به خاطر حضور در یک جنگ دفاعی مانند جنگ ایران و عراق، بلکه به خاطر شرکت در یک جنگ تجاوزکارانه مثل جنگ ویتنام. بارها اوباما از سوابق نظامی سناتور مککین تقدیر کرد و او را یک اسطوره خواند و ابراز شادمانی کرد که با چنین مردی رقابت میکند! اما در کشور ما یک سردار دوران دفاع مقدس را به خاطر شرکت در یک جنگ دفاعی به شدت تخریب کردند و میکنند. گویی شرکت در جنگی دفاعی و دفاع از تمامیت ارضی این مملکت جرمی نابخشودنی بوده که هیچگاه نباید کسی به جرم ارتکاب آن وارد حوزههای مدیریتی کشور شود.به نظر میرسد که پاسخ وجدان دوستان به این پرسش کاملاً روشن باشد اما ظاهراً تمایلی ندارند به اشتباه خود در چهار سال گذشته اعتراف کنند و بگویند تصویری که ما از دکتر قالیباف در نزد هوادارانمان ساختیم اشتباه بود. چرا که همگان خوب میدانند میان نظامیگری و رفتار دکتر قالیباف تفاوت از زمین است تا آسمان. نمونه مدیریت دکتر قالیباف ار میتوان در شهرداری تهران مشاهده کرد. در کدام قسمت مدیریتی دکتر قالیباف به جای استفاده از مدیران متخصص، دانشمحور و متعهد از نیروهای نظامی غیرمتخصص استفاده کرد؟ حتی یک نمونه هم نمیتوان پیدا کرد.حتی بالاتر از این در کدام یک از معاونتهای شهرداری تهران و مدیریتهای ارشد شهرداری، چهرههایی سیاسی و جناحی بدون در نظر گرفتن تخصص و اصل شایسته سالاری به سمتهای بالا گماشته شدهاند؟بازهم بالاتر از این. کدام عملکرد دکتر قالیباف در شهرداری تهران بوی سیاست و انتخابات میداد؟ آیا اتمام پروژه برج میلاد انتخاباتی بود؟ آیا ساختن دهها کیلومتر اتوبان و بزرگراه انتخاباتی است؟ آیا تلاش برای به سرانجام رساندن پروژه تونل توحید انتخاباتی است؟ آیا ساختن دهها کیلومتر مترو و تدوین برنامه جامع حملونقل و ترافیک تهران انتخاباتی است؟ آیا تدوین اولین برنامه پنج ساله شهرداری تهران انتخاباتی است؟ آیا راهاندازی خطوط اتوبوسهای پرسرعت و تأمین اتوبوسهای زیبای این خطوط انتخاباتی است؟اگر اینگونه باشد که هیچ شهرداری در تهران نباید کار مثبتی انجام دهد، چون همه کارهایش از دید سیاسیون انتخاباتی است.البته این تخریبها، اختصاص به یک جناح خاص ندارد. خیلیها دکتر قالیباف را تخریب کردند. اما دکتر قالیباف با عملکرد درخشان خود در شهرداری تهران نشان داد که بهایی برای این تخریبها قائل نیست و تنها به وظیفهاش در هر زمانی عمل میکند.کارنامه درخشان دکتر قالیباف در شهرداری اما سبب شده، این بار در میان هر دو جناح کشور درباره کارآمدی مدیریتدکتر قالیباف اجماع حاصل شود. از میان هر دو جناح کشور نیز کسانی بودند که اصرار داشتند دکتر قالیباف مرد این میدان است و باید وارد میدان انتخابات شود. چرا که به اعتقاد همه آنان دکتر قالیباف مدیری توانمند و کارآمد است که توان حل مشکلات موجود در کشور و تغییر وضع موجود را دارد.اما این بار دکتر قالیباف برغم این اجماع در مورد مدیریتش حاضر به پذیرش نامزدی در انتخابات ریاست جمهوری نشد.در میان خط به خط مصاحبه دکتر قالیباف که بوی انصراف ضمنی از نامزدی در انتخابات را میداد، گلایههای آشکاری از وضع موجود در سیاست و مدیریت وجود داشت. شاید بهتر باشد یک بار دیگر مصاحبه شهردار تهران به خبرگزاری مهر را مرور کنیم و حرفهای یک مدیر کارآمد اما به نظر من دلسوخته این نظام را تحلیل کنیم. بازهم تأکید میکنم دکتر قالیباف را باید از نو شناخت
|
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه هجدهم فروردین 1388ساعت توسط حامی قالیباف
|
|
||
|
|
|
|
|
باسلام خدمت تمامی هواداران دکتر قالیباف،به اطلاع کلیه شما عزیزان می رسانم که دور جدید فعالیت های این وبلاگ از مدتی دیگر آغاز خواهد شد و با توجه به تغییراتی که قرار است برای به روز آوری اعمال شود از شما عزیزان دعوت می نمایم که برای پیگیری اخبار دکتر قالیباف به این سایت مراجعه کنید: |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه نوزدهم اسفند 1387ساعت توسط حامی قالیباف
|
|
||
|
|
|
|
|
دكترمحمد باقر قاليباف معتقد است كه از زمان شروع به كار خود به عنوان شهردار كلانشهر تهران، جهتگيريهاي خاصي را براي برنامهريزيهاي بهتر پايتخت داشته و تا كنون بر همان اساس كار كرده و تصميمي در شهرداري نگرفته، مگر اين كه از تجربه شهرداران گذشته استفاده كرده، چراكه اگر در گذشته تغييراتي در تهران صورت گرفته، حتما بر اساس دلايلي بوده است.امروز ديگر كسي نميتواند بنا به تشخيص روزانه و شخصي خود، طرحهاي جامع و راهبردي تهران را تغيير دهد. شهردار تهران در بازديد از خبرگزاري دانشجويان ايران در گفتوگويي ضمن تشريح ديدگاههاي خود به عنوان مدير شهري تاكيد كرد كه رسيدگي به امور بلندمدت شهر تهران، نبايد باعث شود كه از وضعيت شهروندان امروز غافل شويم، گفت: روزمرگي در شهرداري، بجاي خودش، گاهي كار خوبي است، منظور آن است كه بايد وضعيت بهتر زندگي امروز و فرداي شهروندان را مدنظر قرار دهيم. آيندهنگري براي اداره يك شهر خوب و مهم است؛ اما نبايد به قيمت ناديده گرفتن نيازهاي نسل فعلي باشد، چراكه اين افراد نيز مشكلات و نيازهاي خاص خود را دارند. قاليباف خاطرنشان كرد: عليرغم اين كه به برنامههاي20 ساله اعتقاد دارم، معتقدم كه تا 20 سال بعد تغييرات، تحولات و الگوهاي روز دنيا تا حد زيادي تغيير ميكند و عاقلانه نيست كه با مدل امروز براي 20 سال بعد برنامهريزي كنيم و شهرداري تهران بر اساس همين ديدگاه بود كه طرح جامع حمل و نقل و ترافيك شهر تهران را منطبق بر طرح راهبردي شهر تهران و سند چشمانداز آن تنظيم كرده و به تصويب شوراي شهر تهران رساند و امروز ديگر كسي نميتواند، بنا به تشخيص روزانه و شخصي خود اين طرحها را تغيير دهد و اگر هم بخواهد روزي در آن تغيير ايجاد كند، بايد استدلالاتي قوي بياورد و فرايند طولاني را هم طي كند. شهردار تهران به توجه خود نسبت به نهادينه كردن امور و اجراي اين نگرش در زمان مسووليت خود در نيروي انتظامي اشاره كرد و افزود: هنوز بسياري از اقداماتي كه در آنجا انجام دادم، تغيير پيدا نكرده است، چرا كه اين تغييرات و نظامات بر اساس يك رويكرد كاملا علمي، جهادي و خردجمعي و تجربه بوده است و هيچ تصميم شخصي نگرفتهام كه با يك تصميم شخصي اين اقدامات كنار گذاشته شودوي خاطرنشان كرد: در جريان تهيه و تصويب طرح جامع حمل و نقل شهر تهران نيز از همه اهل فن و خبرگان اين حوزه استفاده كرديم، تا پس از ما هم، اين طرح قابليت اجرا داشته باشد.اطلاعي در مورد نتيجه نامه پيشنهادي شهرداري براي استفاده از حساب ذخيره ارزي ندارم
قاليباف، در بخش ديگري از گفتههاي خود اظهاركرد: از سوي ديگر به مترو به عنوان يكي از زيرساختهاي اصلي حمل و نقل عمومي توجه كردهايم و با صراحت ميتوان گفت كه حجم اقداماتي كه امروز در مجموعه پروژههاي متروي شهر تهران صورت ميگيرد در تاريخ گذشته آن سابقه نداشته است، در حال حاضر در خطوط يك، دو، سه و چهار متروي تهران، اقداماتي در حال انجام است و ما به مردم قول دادهايم كه تا پايان سال 87، 15 كيلومتر مترو تحويل دهيم و تا پايان سال 87 شهروندان ميتوانند، از پيچ شميران تا انقلاب، از صادقيه تا قيطريه و از دردشت تا انتهاي دماوند و ترمينال شرق عبور و مرور داشته باشند. در سال 88 نيز افزايش خطوط مترو ادامه مييابد و ظرف دو تا سه سال آينده، شبكه خطوط مترو در كل شهر تهران گسترده ميشود.وي در پاسخ به سوالي در مورد نتيجه نامه شهرداري براي استفاده از حساب ذخيره ارزي توضيح داد: اطلاعي در مورد نتيجه اين نامه ندارم، ولي مجلس هفتم با پيشنهاد تهران و كلانشهرها، براي استفاده از حساب ذخيره ارزي موافقت كرد و اين اقدام كه با پيگيريهاي شخصي من صورت گرفت، ميتواند بسياري از مشكلات مالي شهرداريها را حل كند، در عين حال ارتباط شهرداري با مجموعه دولت براي حل مشكلات بسيار بهتر شده است.وي يادآورشد: هنوز جلسهاي با سرپرست وزارت كشور براي بررسي مسايل حمل و نقل شهري نداشتهايم، اما روند كارها رو به بهبود است و سرعت كار در مترو با تعاملات با دولت روانتر و بهتر شده است.اتوبوسهاي دو كابين را با زحمت خريداري كرديم و حالا در مراحل اداري گير افتادهانداستفاده از اتوبوسهاي قديمي در تهران، ديگر اقتصادي نيست قاليباف بيان كرد: شهرداري تهران براي رفع مشكل كوتاه مدت حمل و نقل عمومي،350 كيلومتر خط رفت و برگشت ويژه اتوبوس را پيشبيني كرده است و ادامه اين خط ويژه در فاصله ميدان بسيج تا ميدان آزادي نيز در حال اجراست.وي عنوان كرد: در مورد خط ويژه مسير دماوند تا آزادي در ابتدا انتقادهاي زيادي مطرح شد، اما در حال حاضر زن و مرد و پير و جوان در استفاده از اين خط ويژه رضايتمندي كامل دارند. در عين حال بسيار بهتر بود كه اتوبوسهاي ويژه خط را زودتر آماده ميكرديم. اين اتوبوسها در حال حاضر با زحمت بسيار خريداري و وارد كشور شده، اما در مدت اخير، گرفتار سيستم بوركراسي شده است و متاسفانه در اين مورد به ما سخت ميگيرند.قاليباف توضيح داد: با ورود اتوبوسهاي جديد، حدود 200 نفر در هر اتوبوس ميتوانند، جابجا شوند و بدين ترتيب اتوبوسهاي تندرو كاربردي شبيه مترو خواهد داشت.وي افزود: به طور كلي در شهر تهران، استفاده از اتوبوسهاي قديمي ديگر اقتصادي نيست و بايد تعداد اتوبوسهاي كمظرفيت را كاهش دهيم و به تعداد اتوبوسهاي پرظرفيت بيفزاييم.شهردار تهران خاطر نشان كرد: شهرداري تهران در كوتاه مدت حمل و نقل عمومي را بر پايه اتوبوس دنبال ميكند و در اين ميان، بخشي از شهروندان هم هستند كه ميتوانند، از شبكه تاكسيراني استفاده كنند. نقشههاي يك دو هزارم روي پورتال شهرداري.
وي با بيان اين كه بيشترين موارد نارضايتي مردم از شهرداريها مربوط به مسايل شهرسازي نظير صدور پروانه، پايان كار، و ساختوسازهاي شهري است، افزود: با مكانيزه كردن شبكه شهرسازي در شهرداريهاي مناطق بسياري از مشكلات اساسي مردم حل شده است.به گفته قاليباف اين اقدام از جمله تغييرات شهرداري است كه حتي با رفتن وي از شهرداري باز هم تغيير نميكند. در عين حال شهرداري تهران، طي مدت اخير خصوصي سازي اين شبكه نرم افزاري مكانيزه را شروع كرده است و بدين ترتيب سلامت شبكه صدور پروانه، پايان كار و ساختوسازهاي شهري بيشتر ميشود. همچنين تمام شدن طرح جامع و تفصيلي شهر تهران نيز ميتواند كمك زيادي به رفع مشكلات مردم در حوزه شهرسازي داشته باشد.شهردار تهران همچنين از قرار گرفتن نقشههاي يك دو هزارم شهري روي پورتال شهرداري در آينده نزديك خبر داد و گفت: هر يك از شهروندان ميتوانند با استفاده از شماره پرونده خود وارد پورتال شهرداري شوند و از وضعيت تراكم و ساخت و سازها و عوارض شهري خود مطلع شوند. 25محله جنوبي فرسوده در حال نوسازي هستند.
وي در ادامه اين گفتوگو به اقدامات شهرداري در حوزه بافتهاي فرسوده اشاره كرد و گفت: حدود 24 ماه است كه روند بازسازي و نوسازي بافتهاي فرسوده قوت گرفته و 25 محله مناطق جنوبي و دچار مشكل شهر تهران ، در حال نوسازي و بازسازي هستند.شهردار تهران اجراي طرح " نوسازان يك " كه حدود 5 هزار و 500 واحد را به صورت فروش متري و با امتيازات بسيار قابل توجه براي فروش در اختيار مردم قرار داده است مورد اشاره قرارداد و افزود: اين پروژه ميتواند در كاهش قيمت مسكن و آرامش بيشتر مردم شهر تهران مؤثر باشد. همچنين اين طرح در مراحل بعدي با شرايط بهتري ميتواند بسياري از مشكلات مردم در مناطق جنوبي شهر تهران كه در معرض مشكلات زلزله و كمبود در خدمات رساني بهداشتي ، آموزشي و فرهنگ هستند را بر طرف كند.وي گفت: بر اساس طرحي كه در مجلس شوراي اسلامي به تصويب رسيده است حجم بافتهاي فرسوده دقيقا شناسايي شده و اين ميزان در طرح جامع شهر تهران و پورتال شهرداري تهران به تفكيك مناطق مشخص شده است. قيمت تمام شده پروژههاي شهري در دسترس مردم قرار ميگيرد.
حتي شركتهاي خصوصي هم نميتوانند عملكردهاي مالي خود را به سرعت به شهرداري ارائه دهند بانك مركزي را در مورد استفاده از وامهاي خارجي و رتبهبندي شهرداري مطلع كرديم.
ويعنوان كرد: به دليل تاكيد شهرداري براي استفاده از وامهاي خارجي، بايد روند رتبهبندي شهرداري را توسط حسابرسان بينالمللي انجام ميداديم و به همين دليل با موسسات حسابرسي اروپايي مذاكراتي داشتيم كه موفقيتآميز بوده است. در عين حال، بانك مركزي را در جريان اين اقدامات قرار دادهايم و سعي ميكنيم، با پيگيري، وامهاي خارجي شهرداري به نقاط خوبي برسد. دکتر قاليباف در پاسخ به اين كه آيا انتشار اوراق مشاركت در بافتهاي فرسوده با توجه به مشكلات و برخي ناهماهنگيهاي به وجود آمده منتفي شده است!؟ گفت: انتشار اين اوراق منتفي نشده و به عنوان مدير شهر تهران نبايد بگذاريم كه چنين مسايلي روي كار ما اثر بگذارد. انتشار اوراق مشاركت در پروسه اداري گرفتار شده، اما با اقدامي كه شهرداري براي فروش متري در پروژه نوسازان يك انجام داده به نوعي اين مشكل برطرف شده است.وي يادآورشد: شهرداري تهران ميتواند، از بخش خصوصي، سرمايهگذاري در شهر تهران براي پروژههاي نظير نوسازان، سرمايهگذاري خارجي و يا اوراق مشاركت استفاده كند و همه اين راهها براي شهرداري تهران باز است.وي تاكيد كرد: ما مدير شهر هستيم و اگر يك راه را ببندند، راه ديگري را حتما با تدبير خود باز ميكنيم و پيش ميرويم. مهم اين است كه بافتهاي فرسودهاي كه بيش از 40 سال هيچ كس سراغي از آن نگرفته بود، امروز در قديميترين محلات با سرعت پيش ميرود و بسياري از محلات شهر تهران كه در گذشته به دليل فرسوده بودن با مسايل اجتماعي روبرو بودهاند، امروز ديگر آن مشكلات را ندارند. كاهش قيمت برگههاي نظارتي خدمات مهندسي محلي از اعراب در ارزان شدن مسكن ندارد. شهردار تهران در پاسخ به سوالي در مورد نامه وزير مسكن به وي در مورد كاهش قيمت برگههاي نظارتي خدمات مهندسي براي كاهش قيمت مسكن توضيح داد: اين حرفها را قبول ندارم؛ چرا كه اگر همه مولفههاي موثر در قيمت مسكن را كنار هم بگذاريد، باز هم كاهش قيمت برگههاي نظارتي خدمات مهندسي تاثيري در ارزان شدن قيمت مسكن ندارد و معتقدم آپارتماني كه متري پنج ميليون تومان قيمت دارد، حذف 10 هزار تومان عوارض از آن محلي از اعراب ندارد و اين بحثها فقط ذهن مردم را مشغول ميكند.وي تصريح كرد: اساسا مشكلات و گراني مسكن مربوط به مسايل ديگري است كه بايد در جاي ديگري به طور مفصل در مورد آن صحبت كرد.سه ميليون متر مربع فضاي فرهنگي ساخته شده يا در حال ساخت داريم.قاليباف در بخش ديگري از صحبتهاي خود، تاكيد كرد: در حال حاضر نزديك به سه ميليون مترمربع ساختمان در حوزه فرهنگي شهر تهران در حال احداث است كه شامل مسجد، حسينيه، كتابخانه، سالن تئاتر و سينما ميشود. همچنين تعداد سالنهاي سينما و مساجدي كه طي 5/2 گذشته در شهر تهران ساخته شده است، گوياي توجه شهرداري تهران به مسايل فرهنگي شهر است. خبر خوب براي مردم اطراف كهريزك: بهرهبرداي از واحد بازيافت تمام مكانيزه!
شهردار تهران در گفتوگو با ايسنا همچنين از بهرهبرداري مركز بازيافت تمام مكانيزه شهر تهران تا پايان تير ماه خبر داد و گفت: بعد از 40 سال دفن غيرمنطقي زباله در كهريزك، با افتتاح اين پروژه، ديگر مردم جنوب شهر تهران با مشكل آلودگي زيست محيطي مواجه نخواهند بود. تغيير شهرداران دليل مديريتي نداشته است.
قاليباف در مورد تغيير اخير برخي شهرداران هم توضيح داد: اين تغييرات علت مديريتي نداشته است.وي ادامه داد: يكي از شهرداران از كاركنان سازمان برنامه و بودجه بود كه براي ادامه كار به سازمان نقشهبرداري كشوري فراخوانده شده بود و در تغيير ديگر، شهردار يك منطقه، پس از 31 سال خدمت بازنشست شدند و ما از شهرداران مناطق خود رضايت كامل داريم. اتوبوسهاي دو كابين به سفارش شهاب خودرو و با پول نقد شهرداري آماده شده است.
شهردار تهران در بخش ديگري از گفتوگوي خود تاكيد كرد كه اتوبوسهاي دو كابينه سامانه اتوبوسهاي تندرو به سفارش شركت شهاب خودرو بوده است.وي با تاكيد بر اين كه اين اتوبوسها با پول نقد شهرداري تهران خريداري شده است، افزود: شهرداري تهران اين توانايي را دارد كه در بسياري از پروژههاي خود خريد نقدي داشته باشد و به اين ترتيب سرعت اجراي پروژه را بالا ببرد.به گفته وي، شهرداري تهران به همراه شركت شهاب خودرو به دنبال انتقال تكنولوژي در توليد اين نوع از اتوبوسهاي نسل جديد هستند.قاليباف افزود: اتوبوسهاي ساخت كارخانجات داخل كشور كيفيت لازم را نداشته و استفاده از آنها در شهر تهران، صرفه اقتصادي ندارد. |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه نهم تیر 1387ساعت توسط حامی قالیباف
|
|
||
|
|
|
|
|
دکتر قالیباف: شهردار تهران در خصوص انتشار اخباری مبنی بر این که شهرداری برای طرح مسکن نوسازان مجوز قانونی دریافت نکرده است ، گفت: ما با رئیس کل بانک مرکزی و وزیر مسکن و شهرسازی در این زمینه صحبت داشته ایم و کاملا در چارچوب مصوبات شورای شهر و قانون این کار را انجام می دهیم. به گزارش خبرگزاری مهر، دکتر محمد باقر قالیباف پیش از ظهر امروز در حاشیه مراسم افتتاح بوستان 15 خرداد واقع در منطقه 18 تهران در جمع خبرنگاران با بیان اینکه ما قانون و همچنین ضوابط انبوه سازان را هم رعایت کرده ایم ، افزود: شهرداری تهران همچنین متعهد است تا مراحل بعدی کار را هم انجام دهد تا بتوانیم مشکل مسکن که یکی از دغدغه های امروز مردم تهران است را حل کنیم.وی تصریح کرد : این طرح بر اساس زمان بندی اعلام شده اجرا می شود و حتی شاید مرحله اول آن هم زودتر از آن اجرا شود و گوشمان بدهکار حرفهایی که به حاشیه می رود و ما را از متن کار خارج می کند نیست . دکتر قالیباف درباره اعلام بهزیستی درخصوص واگذاری مسئولیت ساماندهی کودکان خیابانی به شهرداری تهران هم گفت: هنوز این موضوع از طریق شورای عالی اجتماعی به ما ابلاغ نشده و بهزیستی در زمینه جمع آوری کودکان خیابانی وظیفه قانونی دارد که خودش باید انجام دهد. اگر هم بناست که شهرداری مسئولیت این کار را داشته باشد باید همه امکانات ، بودجه و اعتباراتش هم در اختیار شهرداری تهران قرار گیرد. شهردار تهران در پاسخ به سوال خبرنگاری در مورد معضل خطوط راه آهن در مناطق 17 و 18 هم گفت: همه تلاش دولت و شهرداری حل معضل خطوط راه آهن تبریز و اهواز است تا این خطوط به زیر زمین انتقال یابند. البته انتقال خطوط راه آهن وظیفه دولت است و ما هم در بحث تجهیز کارگاه با آنها همکاری می کنیم و امیدواریم دولت هرچه سریع تر این معضل را حل کند. دکتر قالیباف همچنین در سخنانی در این مراسم ضمن قدردانی از بنیاد 15 خرداد گفت: این بنیاد با تدبیر آیت الله صانعی سرپرست بنیاد این مجموعه را به مردم منطقه 18 هدیه دادند و ما هم بر اساس وظیفه آن را به بوستانی برای مردم محروم این منطقه تبدیل کردیم و امروز این مجموعه افتتاح شد.وی افزود: بر اساس قولی که به مردم داده بودیم توجه به مناطق محروم به خصوص مناطق جنوبی شهر در اولویت ماست و همانطور که از روز اول اعلام کردیم اگر نتوانیم فاصله شمال و جنوب شهر را کاهش دهیم حداقل در دوران مدیریت ما این فاصله نباید بیشتر شود.به گفته شهردار تهران هر اقدامی که در حوزه های مختلف عمرانی ، خدماتی ، اجتماعی ، ورزشی و زیرساخت ها در شهر انجام شده با اولویت جنوب صورت گرفته است و یک مورد هم نبوده که به سمت مناطق برخوردار برویم.قالیباف با بیان اینکه در شهرداری تهران به همه ابعاد شهر می پردازیم ، گفت : امروز حجم عملیات عمرانی که در چشم مردم نیست چند برابر حجم عملیات عمرانی است که مردم در سطح شهر می بینند.وی با اشاره به عملیات ساخت 3 میلیون متر مربع فضای فرهنگی ، هنری ، مذهبی و ورزشی گفت: با همه مشکلاتی که وجود دارد شهر مثل یک کارگاه فعال کارش را انجام می دهد. شهردار پایتخت ادامه داد: امروز عظیم ترین حجم تونل سازی در شهر تهران در حال انجام است ، مخصوصا در حوزه مترو ، خطوط 4 ، 3 ، 7 و تکمیل خطوط 1 و 2 از برنامه های بسیار جدی و اساسی ماست.به گفته وی همانطور که قول دادیم سالی 15 کیلومتر مترو به بهره برداری می رسانیم که در این راستا باید 4 ، 5 برابر این حجم در احداث تونل کار کنیم.دکتر قالیباف ادامه داد: تا پایان سال تونل مربوط به مترو از شهید کلاهدوز و افسریه که در خط 4 قرار دارد تا میدان آزادی به هم وصل می شود و خط 3 از جنوب غربی تا شمال شرقی نیز کارش آغاز شده است.وی با اعلام خبر احداث 350 کیلومتر تونل در بخش آب های سطحی گفت: ما باید شهری در زیر زمین بسازیم تا شهر قابل زندگی باشد.از این رو در کمتر از 2 ماه آینده تونل نیایش به صدر و اتوبان های بزرگ را آغاز خواهیم کرد.شهردار تهران در ادامه به نقش حضرت امام خمینی (ره) در زندگی امروز ما اشاره کرد و گفت: بدون شک امروز اگر در دنیا عزت ، استقلال و آزادی داریم و اگر در این مقطع از تاریخ دوباره می بینیم که اسلام حیات مجددی در دنیا پیدا کرده است و برای مسلمین افتخار شده است همه را مدیون امام (ره) هستیم.ایشان مرد الهی و با تقوا بودند که ما را از ظلمات به سمت نور در این مقطع هدایت کردند و ما زندگی مادی و معنوی خود را مدیون امام و شهدا هستیم. |
||
|
+
نوشته شده در شنبه هشتم تیر 1387ساعت توسط حامی قالیباف
|
|
||
|
|
|
|
|
دکتر محمدباقر قالیباف در وبلاگ خود به مناسبت سالگرد شهید بهشتی می نویسد: «به هر حال اکنون بهشتی و خیلی از بهشتیها از میان ما رفتهاند. سالها از آن زمان که آنها دانهای را کاشتند میگذرد. باید خوب نگاه کنیم و ببینیم ما چه کردهایم؟ باید او و راهش را بهتر ببینیم و بشناسیم. بیراه نبود که امام بعد شهادت آن بزرگ هشدار دادهبودند که امروز بهشتی در میان شما نیست. حواستان باید جمع باشد.» آدمهای بزرگ فرقشان با بقیه این است که اگر چه خودشان بروند و نباشند، اما یاد و خاطراتشان همیشه باقی است. حتی برای آنها که سالها بعد از رفتن او بیایند. بهشتی یکی از آنهاست. در بزرگی او همین یک جملهی امام بس که: بهشتی یک ملت بود برای ملت ما. آن زمان جوانتر از این بودم که بتوانم بزرگی او را درک کنم. اما شنیدههایم میگوید از آن شخصیتهای بزرگ بود که زمان بزرگیشان را اثبات میکند. روحیهی محقق و نوگرایی داشته. چون 5 سال آلمان زندگی کرده بود فرهنگ آنجا را خوب فراگرفتهبود، البته آنچه را که باید. مثلا نظم و ترتیب را از آنجا گرفته بود. میگفت یکی از علتهای پیشرفت غربیها داشتن نظم و ترتیب و برنامهریزی است. به همین دلیل برای نظم، تمرکز، مدیریت زمان و سازماندهی اهمیت بسیار زیادی قائل بود. تفکر شورایی را هم آنجا دیدهبود، میدانست اسلام هم شورا را میپسندد. کار دستهجمعی را ضرورت میدانست. میگویند حتی توی کارهای تحقیقی هم میخواست که با گروه کار کند. برایش دردسر هم داشت اما ترجیحش بر این بود که از کار و فکر جمع استفاده کند. خلاصه این که تاثیر غرب بیشتر در روشهای او بوده تا در بینش و تفکرش. سعی میکرد آنچه را یاد گرفته به بقیه هم بیاموزد. همکارانش به خاطر دارند که تابستانها را جلسه میگذاشت در مدرسهی نیکان و کتابهای کانت را که هنوز ترجمه نشدهبود خودش برای معلمها میخواند و توضیح میداد و برداشتهای تربیتیش را از آن بیان میکرد. آدم اهل عملی بود. در عرفانش هم همینطور بود. اهل عرفانهای خانقاهی نبود. میگفت چه فایده دارد که یکی به خاطر حفظ دینش بنشیند گوشهی خانه و کاری برای بیرون آمدن از انحطاط نکند؟ حتی توی بحث هم همین عقیده را داشته. میگفته این بحثهای افلاطونی و ارسطویی زمانی که مردم در فقرند به درد نمیخورد. باید بحثهای مفید و کارا کرد. به نظرش شناخت در همین حد کافی بود که انگیزه بدهد برای حرکت آرمانی. منش اخلاقیش هنوز الگو و نمونه است. عادل و مودب. حتی آن دوره که درگیریها سر بنیصدر زیاد بود اجازه نمیداد که به او توهینی بشود. یکی را که به او توهین کردهبود مجبور کردهبود که برود پشت تریبون و در حضور جمع به خاطر حرف زشتی که به بنی صدر زدهبود استغفار کند. در حالی که بنی صدر خودش هیچ ابایی نداشت از بد و بیراه گفتن به دکتر. با این حال حتی زمانی که فرار کردهبود و همسرش را گرفتهبودند دکتر رفتهبود سراغ آقای موسوی اردبیلی که همسرش را آزاد کنند. آقای اردبیلی گفته بود اجازه ندارد و ممکن است که فردا از این طرف و آن طرف مدرک در بیاید که این خانم هم خلاف سیاسی داشته. بهشتی هم گفتهبود ما پیش از جرم که مجازات نمیکنیم. ما با بنی صدر مشکل داشتیم نه با همسرش. عذرخواهی کردهبود از اینکه دخالت میکند در کار آنها و با استفاده از اختیارات خودش همسر او را آزاد کردهبود. از آن ادمها نبود که مشکلات شخصی را وارد کار کند. صبور و خونسرد بود، عقلگرا و آزادیخواه.به هر حال اکنون بهشتی و خیلی از بهشتیها از میان ما رفتهاند. سالها از آن زمان که آنها دانهای را کاشتند میگذرد. باید خوب نگاه کنیم و ببینیم ما چه کردهایم؟ باید او و راهش را بهتر ببینیم و بشناسیم. بیراه نبود که امام بعد شهادت آن بزرگ هشدار دادهبودند که امروز بهشتی در میان شما نیست. حواستان باید جمع باشد. |
||
|
+
نوشته شده در جمعه هفتم تیر 1387ساعت توسط حامی قالیباف
|
|
||
|
|
|
|
|
با سلام،از کلیه ی بازدید کنندگان محترم دعوت به عمل می آید که نظرات خود را پیرامون اتهامات خانم فاطمه رجبی (همسر دکتر الهام) به شخص دکتر قالیباف شهردار محترم تهران ایراد فرمایید.با تشکر |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه ششم تیر 1387ساعت توسط حامی قالیباف
|
|
||
|
|
|
|
|
با تشديد تحركات افراطي محفل قدرت در صداوسيما عليه شهردار تهران، جهتگيري سياسي اين گروه و ارتباط آن با برخي طيفهاي سياسي آشكار شد.به گزارش خبرنگار «بازتاب»، در برنامه «چراغ خاموش» كه شب گذشته به صورت زنده از شبكه اول سيماي جمهوري اسلامي پخش شد، صداوسيما به طور بيسابقه و علني، به تخريب شهردار تهران كه ميهمان اين برنامه بود، پرداخت.در اين برنامه، بيش از ده دقيقه گزارش از سطح شهر تهران پخش شد كه تماما به فضاسازي عليه شهرداري و تخريب عملكرد آن اختصاص يافت كه نمونه آن، چهار بار پخش تصوير چالهاي در يك خيابان شهر بود كه به صورت تصاوير آهسته تكرار شد.گزارشگر اين برنامه كه به صورت زنندهاي به تمسخر و تخريب عملكرد شهردار تهران ميپرداخت، با انجام حركات نمايشي، سعي در تحريك افكار عمومي داشت.پخش چندباره تصاوير مربوط به آبگرفتگي يك جوي آب، در حالي كه مجري برنامه اعتراف كرد با تماس با 137، ظرف كمتر از 90 دقيقه اين مشكل حل شده، در كنار نشان دادن زبالهها در كنار يك پروژه ساختماني، از ديگر محورهاي تخريب شهرداري تهران در «چراغ خاموش» بود.در ادامه اين برنامه، گزارشگر كه ظاهرا خط خاص تخريب شهرداري را از يكي از محافل حاميان افراطي دولت دريافت كرده است، با اشاره پياپي به غيرهمسطح بودن نقطهاي در بزرگراه يادگار امام(ره) و اعلام اطلاع آن به 137، سعي در القاي بياثر بودن سيستم دريافت و پاسخ به شكايات شهروندان تهراني ظرف 24 ساعت داشت، در حالي كه اين موضوع بنا بر اعلام شهردار، جزو موارد هفدهگانه شرح وظايف 137 نبوده است.تخريب شهرداري در اين برنامه به گونهاي افراطي شد كه مدرس، مجري برنامه، با اشاره به بزرگنمايي مسائل منفي افزود: نكات مثبت زيادي هم وجود دارد كه نمايش داده نشده است.شهردار تهران كه تلاش ميكرد با خونسردي با گزارشهاي تخريبي برنامه برخورد كند نيز سرانجام اظهار كرد: در اين برنامه از نكات مثبت با چراغ خاموش عبور شده است.دکتر قاليباف با اشاره به گزارش منفي پخششده درباره جنگل لويزان گفت: اولا تصميم درباره مسير اين بزرگراه در 24 ارديبهشت 1384 و شهردار قبلي گرفته شده است و ثانيا اكنون هجده ماه از اين پروژه مهم به دليل فضاسازي سياسي تعطيل شده است، چه كسي پاسخ آسيب به ...... سرمايه و سلامت شهروندان تهراني را ميدهد؟قاليباف همچنين درباره جوسازي گزارشگر راجع به آسفالت گفت: در پانزده ماه اخير يك ميليون تن آسفالت در معابر شهر تهران اجرا شده كه در پيش و پس از انقلاب بيسابقه بوده است.حجم گسترده تخريب شهرداري تهران پيش از اين در برنامه «نگاه يك» و اكنون در «چراغ خاموش»، در حالي رخ ميدهد كه در برنامههاي مشابه با حضور مسئولان دولتي، مجريان و گزارشگران عمدتا به چاپلوسي از عملكرد مسئول مربوطه و گزارشهاي يكسويه از دستاوردها و سانسور انتقادات و نارضايتيهاي عمومي ميپردازند، به گونهاي كه در برنامه «كولهپشتي» كه توسط مجري «چراغ خاموش» از شبكه سوم پخش ميشود، تاكنون بيشتر مسئولان دولتي بدون طرح پرسشي انتقادي، به صورت يكسويه به اعلام موفقيتهاي خود پرداختهاند.گفتني است، اين رويه ميتواند ناشي از ارتباطات ويژه! برنامهسازان صداوسيما با محافل دولتي باشد كه علاوه بر يكسويه كردن رسانه ملي و تنزل به عنوان ابزار تبليغاتي در راستاي منافع آنان، به وسيلهاي براي تخريب عملكرد ديگر دستگاهها و رقباي آينده آنها تبديل شود. |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم شهریور 1386ساعت توسط حامی قالیباف
|
|
||
|
|
|
|
|
دکتر محمد باقر قالیباف شهردار تهران شب گذشته در برنامه زنده تلویزیونی چراغ خاموش حضور یافت و در مورد برخی معضلات شهر تهران به اظهار نظر پرداخت . به گزارش خبرگزاری مهر، شهردار تهران در برنامه چراغ خاموش که از شبکه اول سیما پخش شد در پاسخ به موارد مطرح شده در مصاحبه یک شهروند در خصوص ماموریتهای 137 گفت : بارها تاکید کرده ام که چقدر خوب است کارهایی که در شهرداری انجام می شود با اطلاع رسانی و آموزش همگانی مردم همراه باشد . 137 در مجموع 17 نوع ماموریت را می تواند انجام دهد که باید در طول مدت 24 ساعت بعد از درخواست مردم به آنها رسیدگی شود که من در همین جا با صراحت اعلام می کنم که 72 درصد این درخواست ها در این مدت رسیدگی می شود .وی ادامه داد : البته برخی موارد مطرح شده از سوی شهروندان از جمله روکش آسفالت ، تعویض جداول و ... هستند که نمی توان آنها را ظرف 24 ساعت انجام داد چرا که ممکن است بنا به نظر یک شهروند یک محله نیاز به آسفالت داشته باشد اما بر اساس بررسی کارشناسان ما این نیاز حس نشود و یا شهروندی که در دی ماه برای روکش آسفالت محله خود تماس می گیرد باید بداند که روکش آسفالت در زمستان امکان پذیر نیست و باید این کار را در فصل گرما انجام داد .شهردار تهران با تاکید بر اینکه کیفیت آسفالت در کشور ما بسیار پایین است ، تصریح کرد : ما در تهران 120 میلیون متر مربع مساحتی داریم که آسفالت شده و اگر عمر مفید آسفالت 12 سال باشد که البته در کشور ما 5/1 سال است ، با این حساب اگر هر سال 12 میلیون تن آسفالت در خیابانها ریخته شود هر 10 سال یکبار نوبت یک محله می رسد که آسفالتش تعویض شود .قالیباف با تاکید بر اینکه در حال حاضر بزرگراهی در تهران نیست که آسفالتش مناسب نباشد ، افزود : عملیات آسفالت در بزرگراه های همت ، مدرس ، یادگار امام و ... در حال انجام است و اگرچه کیفیت آسفالت در کشور ما به شدت پایین است اما تلاش می کنیم با استفاده از آسفالت های پلیمری کیفیت آسفالت خیابان ها و بزرگراه های شهر را بالا ببریم .شهردار تهران ادامه داد : با قاطعیت می گوییم دراین 4 ماهه کاری ( از پایان اردیبهشت تا اواخر شهریور ) بیش از یک میلیون تن آسفالت در تهران ریخته شده و امروز اگر از هر کس بپرسیم و اگر با نگاه منصفانه ببینید قطعا می پذیرد که تا کنون به اندازه و حجمی که در حال حاضر کار انجام می شود ، کار انجام نشده است .وی ادامه داد : سال گذشته درهمین موقع خیابان خلیج فارس موج داشت و از وضعیت آسفالت مناسبی برخوردار نبود اما این مشکل الان حل شده و تا دو ماه آینده نیز مشکل تقاطع راه آهن و خلیج فارس را حل می کنیم زیرا مردم سالها در این مکان مشکل داشتند.شهردار تهران در خصوص مشکل بزرگراه زین الدین و قطع درختان لویزان نیز اظهار داشت : من کاملا معتقدم که شهرداری مثل مردم باید قانون را رعایت کند و اگر یک درخت قطع می کند باید مانند یک شخص عادی مراحل اداری را بگذراند . ما نیز به کمیسیون ماده 7 و ماده 5 رفتیم و آنها اجازه دادند و مسیر اتوبان را آنها مشخص کردند . اما اینکه گفته می شود می توانستیم به جای عبور زین الدین از وسط جنگل آنرا از کنار پادگان عبور دهیم ، درست نیست چراکه می دانید اگر مسیر بزرگراه از کنار پادگان برود در منطقه شمیران نو حدود 100 هزار نفر در ضلع شمالی قرار می گیرد که بین لویزان هستند و از شهر جدا شده و به صورت یک جزیره دور افتاده می شوند .وی افزود : مسیر این بزرگراه در دوره قبل تعیین شده بود و ما مکلف بودیم که به جای درختان قطع شده درخت بکاریم که چچندین برابر آن را کاشتیم . امروز نیز بعد از 18 ماه دادگاه به نفع شهرداری حکم صادر کرد و آنهایی که گفتند شهرداری کار غیر قانونی کرده حالا باید پاسخ بدهند که چرا 5/1 سال وقت مردم را در زین الدین گرفتند و کار را به عقب انداختند .وی تاکید کرد : من سر خود نمی توانم درخت قطع کنم ، این کار مسیر قانونی دارد و ما نیز آنرا گذرانده ایم و از شنبه نیز ادامه مسیر را پیش می گیریم و به اعتقاد من کسانیکه به این موضوع دامن می زنند به دنبال کار سیاسی هستند . بار دیگر تاکید می کنم که باید قانون را رعایت کنیم و پیش ببریم و قطعا این کار با توسعه فضای سبز در این مسیر همراه خواهد بود .شهردار تهران با اشاره به موضوع گزارش برنامه چراغ خاموش در خصوص نصب روز شمار بر روی پروژه های شهری نیز گفت : احتمالا موضوعی که در این گزارش مطرح شد به مورد تقاطع پل رسالت و امام علی(ع) در ادامه به سمت شرق مربوط می شود که این پل ها سر موعد مققر افتتاح شده و بنده بسیار خوشحالم که در مجموعه شهرداری کار را به گونه ای شفاف کرده ام و با نصب یک تابلو روزشمار در مقابل چشمان مردم بر روی هر پروژه بزرگ شهری ، مردم را از وضعیت کار در شهرداری مطلع کرده ایم .وی ادامه داد : اما مردم شریف ما باید بدانند که امروز اجرای یک پروژه در تهران با اجرای یک پروژه در بیابان و جاده متفاوت است چراکه ما با مشکلات مختلفی مواجه هستیم . به عنوان نمونه همین پل رسالت یکی از بزرگ ترین مشکلاتش خط لوله آب بود که 5/2 ماه این پروژه را منتظر گذاشت زیرا امکان قطع آب حتی برای 10 ساعت هم وجود نداشت و باید مشکل را به گونه ای دیگر حل می کردیم .قالیباف با تاکید بر اینکه مدیریت شهری هیچ پروژه ای را نیمه تمام افتتاح نمی کند ، تصریح کرد : فقط افتتاح یک پروژه مهم نیست به عنوان نمونه رمپ و لوپی که از بزرگراه امام علی(ع) می آید هنوز کامل نشده است و باید عملیات مورد نظر انجام و انتقال ترافیک به این مسیر صورت گیرد .اما اگر این پل افتتاح نشود امکان اجرای رمپ و لوپ نیست . به همین دلیل ما ابتدا حرکت دور برگردان غرب به شرق را موقتا راه دادیم که رمپ و لوپ مذکور را فعال کنیم . به این ترتیب باید اول یک مسیر آماده شود تا ترافیک به آن منتقل شود و تا به محض پایان عملیات اجرایی مسیر اصلی ، بار دیگر این مسیر نیز بر روی خودروها باز شود .شهردارتهران در خصوص زباله های فراوان اطراف محدوده کارگاه عمرانی نیز گفت : بنده هم قبول دارم که باید این اشکال ها برطرف شود .در ادامه این برنامه زنده تلویزیونی و در پی تماس مدیرروابط عمومی شرکت آب و فاضلاب با برنامه و اعلام آمادگی این شرکت برای همکاری با شهرداری برای نصب مجدد دریچه هایی که ربوده می شوند ، قالیباف اظهار کرد : پس من در همین برنامه من قول می گیرم که نه 24 ساعت قبل بلکه از یک هفته قبل خبرشان کنیم اما امیدواریم که طبق وعده داده شده نسبت به تعویض دریچه های آب و نصب آنها اقدام کنند و یا حتی دریچه در اختیار ما بگذارند تا در صورت نیاز سریعا همانجا نصب کرده و کار را معطل نگذاریم .شهردار تهران با تاکید بر اینکه 137 خدمات شهری است که باید در اختیار سازمانهایی همچون آب ، برق و فاضلاب نیز قرار گیرد ، گفت : ما آماده هستیم در 137 تیم های آب ،برق و فاضلاب را نیز مستقر کنیم . |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم شهریور 1386ساعت توسط حامی قالیباف
|
|
||
|
|
|
|
|
ولادت با سعادت سومین اختر تابناک امامت و ولایت امام حسین (ع) و برادر با وفایش حضرت اباالفضل العباس(ع) و فرزند گرامیش امام سجاد (ع) را به عموم شیعیان جهان تبریک عرض می نمایم. |
||
|
+
نوشته شده در جمعه بیست و ششم مرداد 1386ساعت توسط حامی قالیباف
|
|
||
|
|
|
|
|
با پخش آخرين برنامه پخش شده «نگاه يك»، نتايج شيوه پيچيده تبليغاتي دولت نهم به نمايش درآمد و مشخص شد چگونه با انتصاب يك مجري تلويزيوني به مديريت دولتي، از ابزار تلويزيون براي تضعيف رقبا استفاده ميشود. به گزارش خبرنگار «بازتاب»، در آخرين برنامه «نگاه يك»، كه شب گذشته از شبكه اول سيما به نمايش درآمد، محمود احمدي، مجري اين برنامه كه چندي است به سمت رئيس دانشكده خبر منصوب شده است، با رفتاري بيسابقه، سعي در ايجاد جنگ رواني و بر هم زدن تسلط ميهمان برنامه خود، محمدباقر قاليباف داشت؛ تنظيم پرسشهاي كاملا جهتدار و پخش گزارشهاي منفي و يكجانبه در پوشش مصاحبه با شهروندان براي بر هم زدن تعادل شهردار، از اقداماتي بود كه در اين برنامه، طراحي و اجرا شد. احمدي كه در مصاحبههاي متعدد خود با مديران دولتي، به ويژه سعيدلو و مشايي، كمتر از 20 درصد برنامه را به پرسشهاي چالشي اختصاص ميداد، در اين برنامه، بيش از 80 درصد پرسشها را به صورت منفي مطرح و سپس در اقدامي شگفتانگيز و كمسابقه، پس از چندين بار اعلام اينكه قصد پرسيدن سؤال سختي را دارد، با گرفتن دست قاليباف، اينگونه القا كرد كه شهردار تهران، پس از شنيدن اين پرسش، تعادل خود را از دست خواهد داد و عصبي ميشود و سپس پرسشي درباره تخلفات مالي در شهرداري را مطرح كرد كه البته اين پرسش با خونسردي قاليباف روبهرو شد. اين در حالي است كه برنامههايي كه با حضور سعيدلو و مشايي برگزار شده بود، به رغم انتشار اخبار رسمي تخلفات مالي گسترده در مديريت سابق شهرداري تهران، وي از پرسش درباره هزينههاي 350 ميليارد توماني فاقد سند، هزينههاي غيرقانوني پنجاه ميليارد توماني در سازمان فرهنگي ـ هنري شهرداري تهران و پرداخت فاكتور 106 ميليوني جشن انتخاباتي، خودداري كرده بود.احمدي كه گفته ميشود علاوه بر انتصاب به مديريت دانشكده خبر، قراردادهاي ديگري نيز با دولت بسته است، در اين برنامه، بيش از بيست بار سخنان قاليباف را قطع كرد تا جايي كه سرانجام شهردار تهران از وي خواست مجري برنامه از طرف وي نظراتش را تشريح كند.همچنين در اين برنامه، پرسشهاي خبرنگار جوان با مضمون حقوق شهردار بيشتر است يا سردار، شهردار بودن بهتر است يا سردار بودن و همچنين سؤال مجري درباره دلتنگي شهردار براي نظاميگري، سعي در القاي وجهه نظامي قاليباف داشت.در پايان برنامه نيز مجري با اعتراف به آنكه اين مصاحبه از روال طبيعي برنامه «نگاه يك» خارج شده است، سعي در گرفتن اعلام رضايت شهردار تهران از مصاحبه داشت.اين برنامه كه با تأخير يك ساله با هدف عدم اثرگذاري مثبت به سود شرايط شهردار تهران در انتخابات شوراها و انتخاب شهردار برقرار شده بود، به صورت محوري عليه قاليباف تنظيم شده بود.گفتني است، در ماه گذشته برنامه «نگاه يك» با ايجاد فضاي جهتدار عليه چهرههاي منتقد دولت همچون رئيس كميسيون فرهنگي مجلس و سخنگوي قوه قضائيه، از رسانه ملي به عنوان ابزاري براي جنگ رواني حاميان دولت با ديگر دستگاههاي كشور بهره برده است. |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم خرداد 1386ساعت توسط حامی قالیباف
|
|
||
|
|
|
|
|
نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی گفت : عملکرد درخشان و اخلاص دکتر قالیباف در مدیریت شهری و تلاش برای حل مشکلات کلان شهر تهران اثبات شده است. حجت الاسلام سید مهدی طباطبایی، نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی در گفتگو با خبرنگار مهر با اشاره به پایان دوره دوم شورای شهر تهران و بحث انتخاب شهردار، گفت : کاملا معتقدم که آقای دکتر قالیباف باید شهردار باقی بماند.طباطبایی تصریح کرد : البته من این را نفی نمی کنم که ممکن است افرادی باشند که از شهردار فعلی تهران، قوی تر باشند، اما تغییر فردی چون قالیباف که تجربه خوبی در شهردار داشته به مصلحت مردم نیست.نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی با اشاره به پیامدهای تغییر مکرر مدیریت شهری، ثبات مدیریت شهری در شرایط فعلی را ضروری توصیف کرد. |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه چهارم اردیبهشت 1386ساعت توسط حامی قالیباف
|
|
||
|
|
|
|
|
سعید ابوطالب با اشاره به این که بحث تغییر شهردار تهران را یک جریان سیاسی دنبال می کند گفت: با تغییر مدیریت شهر تهران مخالفم. سعید ابوطالب، نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی در گفتگو با خبرنگار مهر با اشاره به برخی شایعات و تلاشها برای تغییر مدیریت شهر تهران در آستانه پایان دوره دوم شورای شهر تهران گفت : معتقدم با توجه به عملکرد مقبول شهردار فعلی که موجب رضایتمندی در شهروندان تهرانی شده است و این که آقای قالیباف دوسال در این سمت حضور داشته است، طرفداران عوض شدن شهردار باید ادله قوی و قانع کننده ای داشته باشند.وی افزود : هنوز از طرف این جریانها و افراد، ادله قانع کننده ای در این مورد ارائه نشده و به همین خاطر به نظر می رسد که این زمزمه ها صرفا یک رفتار سیاسی باشد.ابوطالب گفت : به نظر می رسد با توجه به اینکه برنامه های کوتاه مدت قالیباف به ثمر نشسته است و ایشان اعلام کرده که برنامه های میان مدت و بلند مدتی را هم برای شهر تهران طراحی کرده است، باید این اجازه را به قالیباف داد تا برنامه های خود را اجرا کند و از این منظر، به عنوان نماینده مردم تهران با تغییر مدیریت شهری موافق نیستم. |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه چهارم اردیبهشت 1386ساعت توسط حامی قالیباف
|
|
||
|
|
|
|
|
هیات رئیسه مجمع نمایندگان تهران در مجلس در گفتگو با رئیس شورای شهر و همچنین شهردار تهران نظرات آنان را در خصوص ادامه فعالیت مدیریت کنونی پایتخت ر سومین دوره شورای شهر جویا شدند تا درگزارشی به مجمع نمایندگان تهران ارائه کنند . دکتر پرویز سروری نماینده مردم تهران که به همراه سید علی ریاض ، حسین مظفر اعضای این هیات سه نفره را تشکیل می دهد در گفتگو با خبرنگار مهر ، گفت : در نشست روز یکشنبه گذشته مجمع نمایندگان تهران مقرر شد، با توجه به شروع به کار شورای شهر سوم و موضوع انتخاب شهردار ، و همچنین به دلیل مجموعه گزارشات ضد و نقیض شنیده شده در این خصوص ، برای کسب اطلاعات دقیق هیاتی مامور دریافت مستقیم و بی واسطه نظرات آقایان چمران و قالیباف شود. وی گرچه از اعلام نظر مجمع نمایندگان تهران در باره ادامه فعالیت قالیباف در شهرداری همچنین ارائه اطلاعات در خصوص مباحث مطرح شده در دیدار با شهردار و رئیس شورای شهر خود داری کرد ، اما تاکید کرد که آخرین جمع بندی این مباحث در نشست فوق العاده مجمع نمایندگان تهران که یکشنبه آینده برگزار می شود ، ارائه خواهد شد . سروری در پاسخ به پرسش خبرنگار مهر که نظر شخصی وی را در خصوص ادامه فعالیت شهردار فعلی تهران جویا شد گفت : با توجه به عملکرد مثبت شهردارتهران تغییر مدیریت پایتخت را باعث تزلزل در مدیریت شهری می دانم و معتقدم تغییر شهردار در شرایط کنونی آثار بدی برای شهروندان تهرانی دارد . وی افزود : تجربه نشان داده است همواره ثبات مدیریت شهری در کار خادمان و مدیران شهری تاثیری مثبت داشته است . نماینده مردم تهران با اشاره به موفقیت قالیباف در مدیریت پایتخت تصریح کرد: 98 درصد برنامه های شهرداری در سال گذشته محقق شده است و رضایت مردم از کار شهرداری بیانگر لزوم استمرار فعالیت شهردار فعلی است. وی همچنین استمرار فعالیت قالیباف را در شهرداری تهران زمینه ساز نزدیکی و همگرایی اصولگرایان و وسعت دامنه اصولگرایی خواند . سروری در پاسخ به این سوال که آیا هیات سه نفره مامور ، به جز مهدی چمران با اعضای جناح اصلاح طلب در شورای شهر سوم نیز درخصوص شهردار منتخب این شورا گفتگو خواهد کرد گفت : مجمع نمایندگان تهران احتمالا هیات را مامور گفتگو با سایر اعضای شورای شهر نیز خواهد کرد . |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه چهارم اردیبهشت 1386ساعت توسط حامی قالیباف
|
|
||
|
|
|
|
|
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه چهارم اردیبهشت 1386ساعت توسط حامی قالیباف
|
|
||
|
|
|
|
|
خبرنگار «بازتاب» گزارش داد: در حالي كه در يك ماه گذشته، تلاشهاي گستردهاي از سوي برخي مقامات اجرايي براي جلوگيري از ادامه حضور محمدباقر قاليباف در شهرداري تهران صورت گرفته بود، اظهارات وزير كشور، مبني بر امكان كاستن دو سال از عمر شوراي شهر دوم، اين تلاشها را با ابهام روبهرو كرده است.بنا بر اين گزارش، بر پايه رايزنيهاي سنگين انجامشده از سوي برخي مقامات اجرايي با اعضاي دوره سوم شوراي شهر، طيف حاميان دولت قصد داشت با ارايه استدلال انتخاب شهردار براي چهار سال و احتمال پيروزي قاليباف در انتخابات رياستجمهوري دور دهم، از تداوم حضور وي در شهرداري تهران جلوگيري كند. در اين راستا، برخي از اعضاي فهرست حاميان دولت نيز در مصاحبههايي بر ترجيح انتخاب شهردار ديگري غير از قاليباف به خاطر تداوم حضور چهار ساله در شهرداري تأكيد كردند.با اين حال، طرح تجميع انتخابات كه از سوي نمايندگان مجلس براي همزمان برگزار كردن انتخابات مجلس هشتم و رياستجمهوري دهم ارايه شده بود كه ارجاع آن به مجمع تشخيص مصلحت نظام، احتمالا باعث ميشد يك سال از دوره رياستجمهوري نهم كاسته شود، دولت را واداشت تا در برابر اين طرح، تجميع انتخابات دهم رياستجمهوري و دوره چهارم شوراي شهر را ارايه كند كه بنا بر آن، با كاهش نيمي از عمر شوراي شهر سوم، دوره آن از چهار سال به دو سال كاهش مييابد.در صورت جدي بودن دولت در اين طرح، عمر شهردار دوره سوم شوراي شهر، تنها براي دو سال برگزيده ميشود و در اين صورت، مهمترين استدلال حاميان دولت براي برگزيدن شهردار براي چهار سال، اعتبار خود را از دست ميدهد.با اين حال، برخي از عناصر ذينفوذ در دولت، بر اين باورند كه به دليل روند شرايط اقتصادي و اجتماعي، شرايط دكتر احمدينژاد براي رقابتهاي انتخاباتي دوره دوم وي در سال 1387 به مراتب بهتر از سال 1388 است و با سه ساله شدن دوره نهم رياستجمهوري، هم از شهردار شدن و تقويت قاليباف كه يكي از مهمترين رقباي احتمالي دوره آينده به شمار ميرود، جلوگيري شده و هم شرايط رقابتهاي انتخاباتي آسانتر خواهد بود.با اين حال، گروهي ديگر از اين طيف با يادآوري احتمال عدم موفقيت در انتخابات آينده، كاستن يك سال از دوره چهارساله رياستجمهوري را فاقد توجيه كافي دانسته و بر استفاده كامل از ظرفيت زماني دولت نهم، تأكيد دارند. |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم فروردین 1386ساعت توسط حامی قالیباف
|
|
||
|
|
|
|
|
توفیقات شهرداری تهران در سال گذشته به همت سربازان گمنام و بی نام و نشانی که شاید هرگز من به عنوان شهردار آنان را ندیدهام ، میسر شده است.و تلاش شهرداری برای خدمت به مردم جهاد در راه خداست. به گزارش خبرگزاری مهر ، شهردار تهران راس ساعت 11 امروز و همزمان با روزهای پایانی سال 85 به صورت زنده از طریق شبکه اینترانت با کارکنان شهرداری تهران سخن گفت. دکتر محمدباقر قالیباف با تسلیت رحلت جانگداز پیامبر عظیم الشان اسلام (ص) و همچنین شهادت حضرت امام حسن مجتبی (ع) و حضرت علی بن موسی الرضا (ع( گفت: از خداوند می خواهیم که هر کجا که هستیم به ما توفیق دهد که راه ائمه بزرگوارمان را در همه ابعاد پی بگیریم.وی همچنین پیشاپیش فرا رسیدن سال جدید را به یکایک کارکنان شهرداری تبریک گفت و اظهارداشت: از خداوند متعال می خواهیم در سال جدید به همه ما حسن قلب ، حسن بصیرت و حسن حال عطا فرماید.شهردار تهران با اشاره به اینکه مهمترین چیزی که از خداوند باید بخواهیم گسترش معروف برای همه ماست افزود : باید قبل از اینکه به دیگران تذکر بدهیم به خودمان تذکر بدهیم و سالی را که گذشت را یک بازنگری کنیم و خودمان را آماده کنیم برای سال جدید و هرچه شر است را از خود دور و هرچه خیر است برای دوستان و خودمان بخواهیم و در این راه گامهای بلندی برداریم.دکتر قالیباف گفت: توفیقات شهرداری در سال گذشته به همت سربازان گمنام و بی نام و نشانی که شاید هرگز من به عنوان شهردار آن ها را ندیده ام ، میسر شده است. وی افزود: در بخش های عمرانی ، خدمات شهری ، شهرسازی ومعماری ، حمل و نقل و ترافیک ، فرهنگی و اجتماعی و سایر حوزه ها تلاش کارکنان چشمگیر بوده است ادامه.... |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم اسفند 1385ساعت توسط حامی قالیباف
|
|
||
|
|
|
|
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم اسفند 1385ساعت توسط حامی قالیباف
|
|
||
|
|
|
|
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم اسفند 1385ساعت توسط حامی قالیباف
|
|
||
|
|
|
|
|
با توجه به اقدامات خوبی که در سال جاری در همه حوزه های شهری صورت گرفته ، توسعه محلات تهران در سال آینده حتما رشد جهشی خواهد داشت و قابل قیاس با امسال نخواهد بود. به گزارش خبرگزاری مهر ، دکتر محمدباقر قالیباف امروز در مراسم افتتاح بزرگراه امام علی (ع) "از پل فرجام تا پل آغاز و تقاطع غیرهمسطح رسالت"، گفت: بودجه پیشنهادی شهرداری به شورای اسلامی شهر تهران 3300 میلیارد تومان است که بررسی آن در شورای اسلامی شهر تهران آغاز شده و امیدواریم با تصویب این بودجه که نسبت به سال گذشته با رشد جهشی روبرو بوده است ، سال 86 را با تلاش بیشتر و اقدامات مناسب تر در همه ابعاد آغاز کنیم.وی افزود: یکی از محورهای جدی در بودجه بحث مربوط به شورایاریها و خواسته های مردم در 137 است. شهردار تهران اعتماد و هماهنگی بین مردم و شهرداری را مهم ارزیابی کرد و گفت: به رغم اقداماتی که در سال 85 صورت گرفته کارهای انباشته زیادی وجود دارد که مشکلاتی را ایجاد کرده اما با اعتماد و هماهنگی بین ومردم و شهرداری که از سوی شورایاریها ایجاد شده و روز به روز هم بیشتر می شود این مشکلات حل خواهد شد.به گفته قالیباف ، توسعه شهر با رویکرد محله محوری و مشارکت مردم همراه با تفکر مسجدی و فرهنگ ایرانی محقق خواهد شد.وی در ادامه از احداث یک پارک بزرگ در منطقه 8 خبر داد و گفت: طی جلساتی که در طرح جهادی منطقه 8 برگزار شد و با توجه به خواسته مردم این منطقه و همچنین همکاری معاونت فنی وعمرانی یک زمین هفت هکتاری برای احداث این پارک در نظر گرفته شد هم اکنون احداث این پارک در دست اجراست و در آینده نزدیک شاهد افتتاح آن خواهیم بود.شهردار تهران در ادامه گفت: خوشحال هستیم که این پروژه به دست کسانی اجرا شد که تا دیروز در جبهه ها بودند و امروز در راه خدمت به مردم فعالیت می کنند.دکتر قالیباف افزود: اگر منصفانه نگاه کنیم امروز هرچه را در کشور داریم ، مدیون شهدا و جانبازانی هستیم که همه چیز خود را برای انقلاب ، مردم و کشور گذاشتند.شهردار تهران در پایان گفت: صادقانه به شهروندان تهرانی می گویم که جز دغدغه شما و کار شما و توسعه شهر ، چیز دیگری در ذهنمان نیست و در تلاشیم تا شهری بهتر از هر روز داشته باشیم. |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه هشتم اسفند 1385ساعت توسط حامی قالیباف
|
|
||
|
|
|
|
|
پیروزی حزب الله لبنان و شکست خفت بار رژیم صهیونیستی را به تمام آزادگان و آزادیخواهان جهان تبریک می گوییم. |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم مرداد 1385ساعت توسط حامی قالیباف
|
|
||
|
|
|
|
|
در پی نامه اخیر دکتر قالیباف به معاون حقوقی شهرداری تهران مبنی بر عدم شکایت از رسانه ها و باز پس گیری شکایت های قبلی مدیریت شهری از رسانه ها ، کمیسیون حقوق بشر اسلامی ایران ضمن تقدیر از این اقدام ، خواستار حرکت دیگر مسئولان در این مسیر شد. محمد حسن ضیائی فر ، دبیر کمیسیون حقوق بشر اسلامی ایران طی نامه ای خطاب به شهردار تهران با اشاره به نامه اخیر دکتر قالیباف به معاون حقوقی اعلام داشت : " این اقدام که در جهت توسعه نظارت مطبوعات بر فعالیت های شهرداری بوده از جهات مختلف در داخل و خارج کشور مورد توجه قرار گرفته است و در مجموع خود فرهنگ ساز و الگویی برای بسیاری از مسئولان دیگر می تواند قرار بگیرد تا بر سعه صدر و بردباری خود افزوده و نظارت عمومی از طریق رسانه ها را ارتقاء بخشند ".وی در ادامه این نامه افزوده است : " ضمن استقبال از ابتکار مزبور، مراتب تشکر و تقدیر کمیسیون حقوق بشر اسلامی ایران ازشهردار تهران اعلام می گردد . انشاالله خداوند بر توفیقات همه خدمتگزاران خدوم ملت بیافزاید و جامعه در آینده شاهد موفقیت های مضاعف شما و همکاران زحمتکش در شهرداری برای پیشبرد مدیریت شهری باشیم. |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم مرداد 1385ساعت توسط حامی قالیباف
|
|
||
|
|
|
|
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم تیر 1385ساعت توسط حامی قالیباف
|
|
||
|
|
|
|
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم تیر 1385ساعت توسط حامی قالیباف
|
|
||
|
|
|
|
|
نيما اکبرپور نويسنده وبلاگ عصيان در يادداشتي از خدمات ۱۳۷ شهرداري تهران نوشته است. اکبرپور که خود خبرنگار است، گزارشش را با بيان طنزآلود نگاشته که آن را خواندنيتر کرده است:خب بعضي وقتها نبايد از حق گذشت. براي امتحان هم که شده زنگ زدم 137. اين شماره تلفن 137 که نام رسميش ميشه سامانه مديريت ارتباطات شهرداري تهران، از اون چيزهايي هست که دکتر قاليباف شهردار فعلي تهران راهاندازي کرده. چيزي شبيه پليس 110 که در زمان خودش راه انداخته بود و چون تجربه تقريباً موفقي بود، 137 رو هم توي شهرداري تهران به راه انداخت. اگه دقت کرده باشيد، اخيراً يک سري سطل زباله دردار و بزرگ رو در تمام سطح شهر و سر هر کوچه نصب کردن که ملت زبالههاشون رو نريزن سر کوچه و خلاصه بوي گندش همه جا رو بر نداره. طرح خوبيه اين سيستم جمعآوري مکانيزه زباله. سر تنها موجوداتي که کلاه ميره از اين طرح، گربههاي اشرافي طفلکي هستن که گشنه ميمونن. گرچه اخيراً مشاهده شده که گربهها هم دارن راهکارهايي در جهت مبارزه با اين طرح، طراحي و بعضاً اجرا ميکنن. به هر صورت اين زبالهدونيها توي مناطق بالا و پايين خونه ما نصب شده بود. گفتم يه زنگي بزنم و بگم براي ما هم نصب کنن. خب توي خيابون ما به خاطر نصب نشدن اين سطلها داشت اتفاقات بدي ميافتاد. گربههاي مناطق اطراف به علت کمبود منابع تغذيه در حال مهاجرت به منطقه ما و جلاي وطن بودند و احساس ميشد که گربههاي محدوده ما دارن يک جور باجگيري و انواع سوءاستفاده رو راه مياندازن و خلاصه عنقريب بود که برنامهاي مشابه «نفت در برابر غذا» با عنوان «کارهاي بيناموسي در برابر غذا» در محله راهاندازي بشه و خلاصه خوشنامي منطقه زير سؤال بره و لابد بعدش هم صدور ويزا و قاچاق گربه و انواع و اقسام پناهندگي و قس علي هذا. به همين دليل محکمهپسند زنگ زدم 137 و مسأله رو از ديد يک شهروند محترم شرح دادم. خيلي محترمانه جواب دادن و يه کد پيگيري هم صادر کردن و تمام. ديدم حالا که تنور داغه بهتره باز هم بچسبونم. گفتم والله خيابون ما شده مسير تمام اتومبيلهايي که از شريعتي ميرن به سمت پل سيد خندان. يعني از وقتي که خيابون شريعتي رو از ضرابخونه به پايين يه طرفه کردن، ماشينها از جلوي خونه ما رد ميشن و ظهر و شب و نصفه شب بوق بوق بازي ميکنن. از ماشين عروس و کاروان همراهش تا تريليهاي حمل بار هوس بوق بوق کردن به سرشون ميزنه. بگذريم از تعقيب و گريز پليس و آژير دلکشش که نصفه شبي گوشنوازه. الغرض گفتيم چهار تا تابلوي بوق زدن ممنوع هم نصب کنين. گرچه عملاً کسي اين تابلوها رو تلاونگ خودش هم محسوب نميکنه و اسم اين تابلوها بيشتر بوق زدن ممنونه تا ممنوع! اين رو هم گفتن چشم و ثبت کردن.آقا جان چرا من اين مسأله رو اين قدر کشش ميدم؟ خلاصه يه هفته نشده اومدن هم سطل زباله گذاشتن هم تابلوي بوق! گفتم بنويسم اينجا بلکه شما هم مشکلي داشته باشين زنگ بزنين حل بشه. بهتر از غرغر زدنه. از طرفي اين همه گفتيم اين چه مملکتيه که زرتش همش قمصوره؟ يه بار هم بگيم دستش درد نکنه. بلکه تشويقي چيزي بشن بازم از اين کارا بکنن. |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم تیر 1385ساعت توسط حامی قالیباف
|
|
||
|
|
|
|
|
با سلام خدمت تمام بازديدكنندگان وبلاگ به اطلاع کلیه هواداران و طرفداران دكتر قاليباف می رسانم كه براي دريافت اخبار مربوط به ايشان به قسمت search (جستجو) سايت خبرگزاري مهر مراجعه كنند و با نوشتن کلمه دکتر قالیباف به اخبارمربوطه دسترسی پیدا کنند.http://www.mehrnews.com |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه سوم خرداد 1385ساعت توسط حامی قالیباف
|
|
||
|
|
|
|
|
روزنامه «كارگزاران» در شماره ديروز خود نوشت: محمدباقر قاليباف، از جمله چهرههايي است كه سعي دارد به رخدادها، نگاهي كارشناسانه داشته باشد و با بررسي دقيق تمامي جوانب يك مسئله به اظهارنظر بپردازد. يادمان نميرود در همان روزهاي ابتدايي كه خبرنگاري از وي پرسيد كه آيا به مانند شهرداري قبلي، ديدارهاي مردمي را ادامه ميدهد يا نه، وي در پاسخ گفت: به مديريت علمي علاقهمند است و چند روز بعد با راهاندازي 137 توانست بازتاب كارهاي شهرداري را در سطحي چند برابر ديدارهاي مردمي ببيند و شهرداري و كاركنان و دستاندركاران آن را به دست كشيدن از نگاههاي پوپوليستي وادارد. دكتر قاليباف در نشستي كه با شبكه دوم سيما داشت، نيز بر اين نكته تأكيد كرد كه ايجاد يك نمايشگاه بينالمللي كتاب تا هشتصد ميليارد تومان هزينه دارد و در نشست با خبرنگاران در پاسخ به پرسش خبرنگاري درباره محل برگزاري نمايشگاه كتاب در سال آينده كه رئيسجمهور در روز افتتاحيه به آن اشاره كرده بود، گفت: اين نمايشگاه را فعلا به جاي ديگري نميشود منتقل كرد. تكميل و تجهيز محل در نظر گرفته شده در شهر آفتاب نيز احتمالا تا سه سال به طول خواهد انجاميد.او تأكيد كرد كه نمايشگاه در سال آينده نيز در همين محل برپا ميشود. نگاه دكتر قاليباف، منطبق بر واقعياتي است كه با استفاده از مشورت با كارشناسان مسائل شهري عنوان شده و ميشود؛ واقعياتي كه برنامههاي علمي و كارشناسانه هم در برابر آن سر تسليم فرود ميآورند، چه رسد به سخنان و گفتههايي كه ناسنجيده و بدون هيچ پشتوانه علمي و دقيق بيان شده و ميشوند. |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1385ساعت توسط حامی قالیباف
|
|
||